راهى را اختيار كرده بود ، كه سكاها مراتع آن را خراب كرده بودند و سكاها از راهى حركت ميكردند ، كه مرتع داشت . پارسيها اين راه را از اين جهت اختيار كرده بودند ، كه آثارى از زمان آمدنشان به سكائيه در آنجاها باقى بود و سكاها به راه ديگر بدين سبب افتادند ، كه تصوّر ميكردند ، براى مراتع اين راه را پارسيها ترجيح خواهند داد . همين كه پارسيها به ايستر رسيده پل را از طرف ساحل خراب شده ديدند ، متوحش گشتند ، چه تصوّر كردند ، كه ينيانها رفتهاند . در لشكر داريوش يك نفر مصرى بود ، كه آواز رسا داشت . به حكم داريوش او بكنار ايستر رفته هيستيه جبار مىلت را صدا كرد و او در حال جواب داده ، كشتىها را براى عبور داريوش و قشون او حاضر كرد و پل را بساحل رود اتصال داد . بدين ترتيب قشون پارسى نجات يافت . از طرف ديگر سكاها در جستجوى پارسيها بودند ، ولى آنها را نيافتند و بعد ، كه از قضيه مطلع شدند ، اين عقيده را راجع به ينيانها حاصل كردند : « ينيانها ، اگر آزاد باشند ، ترسوهاى پستى هستند و ، اگر به نظر بندگان به آنها بنگريم ، خائنترين مردماند و خواهند ، كه هميشه بنده بمانند » . از تراكيه داريوش به سستس « 1 » ، كه در خرسونس است ، درآمد و از آنجا به آسيا عبور كرده مگابيز را با هشتاد هزار نفر سپاهى در اروپا گذاشت . راجع به اين مگابيز چنين گويند : روزى ، كه داريوش ميخواست انار بخورد ، انارى پاره كرد و برادر او آرتابان ( اردوان ) گفت : « شاها ، چه ميخواستى بعدّه دانههاى اين انار داشته باشى ؟ » داريوش جواب داد : « به اين عدّه مگابيز » « 2 » اين مگابيز از خود يادگارى با اين سخن در هلّسپونت گذارده : روزى در بيزانس به او گفتند ، كه اهالى كالسدون ( قاضى كوى كنونى ) اين زمينها را هفده سال قبل از بيزانسيها متصرف بودند ، او در جواب گفت : « يقينا اهالى كالسدون در اين مدّت كور بودهاند ، كه چنين اراضى را اشغال كردهاند و الّا اراضى بهترى را متصرف شده بودند » . مگابيز با لشكر خود مشغول مطيع كردن
هامش
( 1 ) -Sestos .( 2 ) - مگابيز ، چنان كه در فوق گفته شد ، يونانى شدهء بغابوخش است ، كه يكى از همدستهاى داريوش در قتل بردياى دروغى بود .