تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 547

مساهمون:

ص٥٤٧
لشكرى هم به هرخواتيش ( رخّج ) « 1 » به قصد ويوان « 2 » ، نام پارسى تابع من ، كه والى « 3 » رخّج است ، فرستاده و شخصى را بسردارى اين سپاه معين كرده گفته بود ، برو ويوان و سپاهى را ، كه مطيع داريوش است و در رخّج اقامت دارد ، شكست بده . پس اين سپاه به قصد ويوان و جنگ با او روانه شد . قلعه‌اى هست كاپيش « 4 » در آنجا جنگ روى داد . بفضل اهورمزد قشون من سپاه شورشيان را درهم شكست . روز 13 ماه انامك اين جنگ واقع شد » .

بند يازدهم

« داريوش شاه ميگويد : در دفعهء دوّم شورشيان جمع شده به قصد ويوان بيرون شدند ، كه جنگ كنند . ناحيه‌اى هست موسوم به گندوم « 5 » در رخّج ، در آنجا جنگى واقع شد . اهورمزد مرا يارى كرد . بفضل اهورمزد لشكر من بقشون ياغى شكستى فاحش داد . روز هفتم ماه ويخن اين جدال وقوع يافت » .

بند دوازدهم

« داريوش شاه ميگويد : پس از آن اين مرد ، كه سردار سپاهى بود ، كه وهىيزدات به قصد ويوان فرستاده بود ، با سواران كمى ، كه با او بودند ، بيرون رفته بقلعه ارشادا نام واقع در رخّج درآمد . ويوان فورا او را تعقيب كرده او و سران همراهانش را گرفته كشت » .

بند سيزدهم

« داريوش شاه ميگويد : پس از آن رخّج ايالت من گرديد . اين است آنچه من در رخّج كردم » .

بند چهاردهم

« داريوش شاه ميگويد : زمانيكه من در پارس و ماد بودم ، در دفعهء دوّم بابل از من برگشت . مردى ارخ « 6 » نام ارمنى ، پسر هل‌ديت « 7 » در بابل بر من ياغى شد . محلى هست نامش دو باله « 8 » در آنجا ياغى شد و گفت ، من بخت النصر پسر نبونيدم . بعد بابليها بر من شوريده به طرف او رفتند . او بابل را گرفت و شاه بابل شد » .
هامش
( 1 ) - در جنوب افغانستان ، قندهار كنونى . ( 2 ) -Vivana .( 3 ) -Khshathrapava .( 4 ) - تل‌من ( كاپيش‌كانKapishkana) نوشته . ( 5 ) -Gandum .( 6 ) -Arkha .( 7 ) -Haldita .( 8 ) -Dubala .