تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
فرورتيش رفتند . ويشتاسپ ، پدر من ، در پارت بود ( مردم شوريدند ) « 1 » و ويشتاسپ با قشونى در محلى موسوم به ويش‌پااوزات « 2 » در پارت با او جنگيد . اهورمزد مرا يارى كرد . بارادهء او ويشتاسپ شورشيان را شكست داد . پس از آن مملكت مطيع من شد . روز 22 ماه ويخن اين جنگ رويداد » .

ستون سوّم

بند اوّل

« داريوش شاه ميگويد : پس از آن سپاه پارسى را از رى نزد ويشتاسپ فرستادم . وقتى كه اين سپاه به ويشتاسپ رسيد ، عازم جنگ دشمن شد . در محلى موسوم به پتىگربن « 3 » در پارت ، ويشتاسپ با شورشيان جنگيد . اهورمزد مرا يارى كرد و بفضل اهورمزد ويشتاسپ شورشيان را شكستى سخت داد . روز اوّل گرم‌پد اين جنگ واقع شد » .

بند دوّم

« داريوش شاه ميگويد : پس از آن ايالت پارت مطيع من گرديد ، اين است آنچه من در پارت كردم » .

بند سوّم

« داريوش شاه ميگويد : مملكتى است ، كه نامش مرو است آن هم به من شوريد . مرديرا ، كه نامش فراد « 4 » بود ، از اهل مرو ، سردار قشون كردند . فورا دادرشيش نامى را ، كه پارسى و مطيع من و والى باختر بود ، به قصد او فرستاده چنين گفتم ، اين مردم را ، كه مرا شاه خود نميدانند ، شكست بده . دادرشيش با قشونى فورا عازم شده با مرويها جنگيد . اهورمزد مرا يارى كرد و بفضل اهورمزد لشكر من قشونى را ، كه از من برگشته بود ، شكست سختى داد . روز بيست و سوّم آثرياديه اين جدال واقع شد » .

بند چهارم

« داريوش شاه ميگويد : پس از آن ايالت مرو مطيع من گرديد اين است آنچه من در باختر كردم » .

بند پنجم

« داريوش شاه ميگويد : مردى بود نامش وهىيزدات « 5 » از اهل محلى ، كه
هامش
( 1 ) - اين قسمت كتيبه درست خوانده نميشود ، ولى تصوّر ميكنند ، مضمون آن همين است . ( 2 ) -Wishpauzat .( 3 ) -Patigrabana .( 4 ) -Frada .( 5 ) -Vahyazdata .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 545 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )