تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
خودشان انتخاب ميكنند ، كه از حيث قامت بلندتر و از حيث قوّت زورمندتر از همه باشد . ماهىخواران ، وقتى كه بمملكت حبشه وارد شدند ، هدايا را بپادشاه داده چنين گفتند : شاه پارسيها ، كبوجيه ، درصدد جلب دوستى تو است و با اين مقصود ما را براى مذاكرات روانه كرده و اين هدايا را ، كه ، اگر خود او هم داراى آن باشد ، خوشنود خواهد بود ، براى تو فرستاده . پادشاه حبشه دريافت ، كه مقصود رسولان ديدن وضع مملكت او است و چنين جواب داد : شاه پارس شما را نزد من فرستاده نه از اين جهت ، كه دوستى مرا طالب است ، شما هم دروغ ميگوئيد ، زيرا براى جاسوسى بمملكت من آمده‌ايد و آدمى ، كه شما را فرستاده آدم درستى نيست ، اگر درست بود ، درصدد تسلط بر مملكت ديگرى برنميآمد و راضى ببندگى مردمى ، كه آزارى به او نرسانيده‌اند ، نميشد . پس اين كمان را به او داده بگوئيد : شاه حبشىها بشاه پارسيها از راه نصيحت ميگويد ، فقط وقتى بر حبشىهاى طويل العمر و لو با عده‌اى بيشتر از سپاهيان قيام كن ، كه پارسيها بتوانند زه چنين كمانى را به آن آسانى ، كه من ميكشم ، بكشند و عجالتا پارسيها بايد خداها را شكر كنند ، كه به اولاد حبشىها الهام نمىكنند ، بمملكت خودشان مملكت خارجى را الحاق كنند . بعد از اين سخنان زه كمان را رها كرده آن را به رسولان تسليم كرد . پس از آن پادشاه حبشىها لباس ارغوانى را برداشته پرسيد ، كه اين چيست و چگونه آن را ساخته‌اند ؟ وقتى كه ماهىخواران حقيقت امر را راجع به اين رنگ گفتند ، پادشاه حبشه گفت : فريبنده‌اند اين مردم و لباسشان هم بدل است . بعد در باب گردن‌بند و دست‌بندها سئوالاتى كرد و ، بعد از شنيدن جواب ، خنديد و گفت ، اين اشياء مانند غل و زنجير است و غل و زنجيرهاى من محكمتر است . راجع به مرمّكى هم سئوال كرد و وقتى ، كه رسولان گفتند ، كه پارسيها آن را به بدن مىمالند ، همان جواب را داد ، كه راجع به لباس ارغوانى داده بود ، ولى وقتى كه نوبت شراب رسيد و دانست ، كه چگونه آن را تحصيل مىكنند ، زياد خوشنود شد و پرسيد ، كه غذاى شاه پارس چيست و درازترين عمر پارسيها چقدر است ؟ ماهىخوارها
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 494 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )