تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
ت‌مىريس سفيرى نزد او فرستاد ، كه اين پيغام را برساند : « شاه ماديها ، رها كن كارهائى ، كه ميكنى ، چه تو نميدانى نتيجهء اين كارها چه خواهد بود . اكتفا كن به آن چه دارى و بگذار ما هم در مملكت خود سلطنت كنيم ، ولى ، اگر نخواهى اين نصايح مرا بپذيرى و راحت نشينى يعنى خواهى ، كه دست و پنجه با ماساژت‌ها نرم كني ، بفرما و بيهوده براى اتّصال دو ساحل رود رنج مبر . ما بمسافت سه روز راه از ساحل دور ميشويم و تو ميتوانى به طرف مملكت ما بگذرى . اگر ترجيح دادى ، كه ما بمملكت تو عبور كنيم ، همان كار كن ، كه ما تكليف مىكنيم » ( يعنى بمسافت سه روز راه از ساحل دور شود ) . پس از رسيدن اين پيغام كوروش مجلس مشورتى از بزرگان پارس بياراست و پرسيد ، چه بايد كرد . همه متفقا گفتند ، كه بهتر است ما دور شويم و ملكهء ماساژت‌ها با لشكرش به اين طرف بگذرد . كرزوس ، پادشاه سابق ليديّه ، كه جزو ملتزمين كوروش بود ، اين رأى را نپسنديد و فكر خود را چنين بيان كرد : « شاها ، چون خدا مرا مطيع تو كرده ، از ابتداء من به تو وعده داده‌ام ، كه هرگونه بليه را از خانوادهء تو دور كنم . بدبختىهائى ، كه نصيب من شد ، براى من درس عبرت است . اگر تو خود را جاويدان ميدانى و در باب قشون خود نيز چنين عقيده دارى ، در اين صورت بهتر است ، كه من چيزى نگويم ، ولى اگر قائلى ، باينكه تو بشرى و سپاهيان تو نيز بشرند ، قبل از هر چيز بدان ، كه كارهاى انسان مانند چرخ است و چرخ اجازه نميدهد ، كه انسان الى الابد سعادتمند باشد . پس از اين مقدمه راجع به اين مسئله ، كه موضوع شور است ، عقيدهء من بر خلاف عقيدهء پارسىها است . اگر ما اجازه دهيم ، كه ماساژت‌ها به طرف ما بگذرند ، اين خطر براى تو حاصل است : در صورت شكست ، تمام مملكت را از دست خواهى داد ، چه ، اگر فاتح شدند ، ديگر برنگردند و بساير قسمتهاى مملكت تو دست اندازند ، اما در صورت فتح ، تو چندان بر آنها برترى نخواهى داشت ، كه از رود عبور كرده دشمن را در همه‌جا تعقيب كنى ، ولى خواهى خواست ، كه چنان كنى ، زيرا بر خود هموار نخواهى كرد ، كه بگويند ، كوروش