تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
روز خلقت تو آنها مهيا شده بود . . . . . . از روزيكه آفريده شدى ، تا روزيكه بىانصافى در تو پديد آمد ، برفتار خود كامل بودى ، امّا از كثرت سوداگريت شكم تو را از ظلم پر ساختند . پس خطا ورزيدى و من تو را از كوه خدا بيرون انداختم . . . . » . چنين بود عمران و ثروت فينيقيه ، كه شهرت آن در تورية منعكس شده و بما رسيده . در خاتمه لازم است گفته شود ، كه كوروش نسبت به فينيقيه هم سياست ملايمى اتخاذ كرد : شهر صيدا ، كه در زمان بخت النصر دوّم آسيب زياد يافته پست شده بود و ديگر امير يا پادشاهى نداشت ، در اين زمان از نو بلند شده داراى پادشاهى از خود شد ، كه دربار ايران معين مىكرد . صور ، كه در زمان بخت النصر آسيبى نيافته بود ، به حال خود باقى ماند و كوروش ، با اين مقصود ، كه شهرهاى فينيقيه با يكديگر متحد نشوند ، براى هركدام اميرى از خود فينيقيها معين كرد .

فلسطين

اين مملكت قديم هم در همين اوان تابع ايران گرديد . مضامين تورية راجع به كوروش بالاتر ذكر شد و در جاهاى ديگر اين كتاب نيز ، راجع به او و ساير شاهان هخامنشى ، بمناسبت مطلب آنچه مقتضى باشد ، گفته خواهد شد .

دهم - امور شمال شرقى ايران ، فوت كوروش

مورّخين يونانى راجع به كارهاى كوروش پس از تسخير بابل اطّلاعات كافى نمىدهند . باوجوداين مضامين نوشته‌هاى آنها را با اينكه ناقص است ، ذكر ميكنيم :

روايت هرودوت

مورّخ مزبور گويد ( كتاب 1 ، بند 210 - 212 ) : « پس از اينكه اين ملت ( يعنى بابلىها ) در تحت حكومت كوروش درآمد ، شاه خواست ماساژت‌ها را مطيع كند . مردم مزبور پر جمعيت و سلحشوراند ، مساكن آنها در طرف شرقى ماوراء آراكس « 1 » در مقابل ايس‌ّدن‌ها « 2 » است و بعضى اين مردم را سكائى ميدانند . گويند ، كه آراكس از رود ايستر « 3 » ( دانوب كنونى ) بزرگتر است .
هامش
( 1 ) -Araxe( مقصود هرودوت از آراكس سيحون است ، چنان كه چند سطر پائين‌تر اين معنى روشن خواهد بود ) . ( 2 ) -Issedons .( 3 ) -Ister .