تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
اما كوروش دوچار اشكال بزرگى شد ، چه وقت ميگذشت و كارى از پيش نميرفت . كسى به او ياد داد يا خود او به اين صرافت افتاد ، معلوم نيست ، ولى همينقدر محقق است ، كه كوروش چنين كرد : قسمتى از قشون خود را در جائى گذارد ، كه فرات داخل شهر مىشود و قسمت ديگر را در جائى ، كه رود از شهر بيرون مىرود . بعد بقشون خود فرمان داد ، كه هر زمان بتوانند از رود مزبور عبور كنند ، داخل شهر گردند . پس از آن كوروش با سپاهيانى ، كه نميتوانستند جنك كنند ، به طرف درياچه‌اى ، كه ( نىتوكريس ) ملكهء بابلى ساخته بود ، رفت ، كانالهائى كنده آب فرات را به اين درياچه ، كه اكنون باتلاقى بود ، انداخت و سطح آب در فرات بقدرى پائين آمد ، كه قشون كوروش توانست داخل شهر شود . اگر بابلىها از حملهء پارسيها قبلا مطلع بودند ، مىگذاشتند آنها داخل شهر شوند و بعد تمامى آنها را ميكشتند ، زيرا براى اجراى اين كار كافى بود ، كه دروازه‌هاى شهر را رو بسواحل فرات ببندند و قشون بابل در سواحل طويل اين رود پارسىها را ، مانند ماهيهائى ، كه بدام افتاده باشند ، معدوم كند ، ولى در اين مورد بابلىها در غفلت افتادند ، زيرا بواسطهء عيدى مشغول عيش و طرب بودند و ، چون بابل بزرگ بود ، اهالى وسط شهر اطلاع از احوال كنارهاى شهر نداشتند . چنين بود تسخير بابل در دفعهء اولى « 1 » » . راجع به نبونيد هرودوت چيزى نمىگويد ، ولى برس مورّخ كلدانى ، چنان كه بيايد ، نوشته بود ، كه كوروش او را سالما بكرمان تبعيد كرد . از آنچه گفته شد معلوم است ، كه بنابر نوشتهء هرودوت هم در شهر جنگى نشده ، يعنى بابل بىخون‌ريزى به تصرف پارسيها درآمده و غارتى هم روى نداده . از مقايسهء روايت هرودوت با اسناد بابلى معلوم است ، كه چه تفاوت‌هاى بيّن موجود و قضيهء برگردانيدن رود فرات از بيخ‌وبن دروغ است . قضيهء اسب مقدس و گذشتن از دجله ، همان برگردانيدن آب دجله است ، كه در نوشتهء هرودوت به اين صورت داستانى درآمده . مسئلهء عيد بابلىها و غفلت آنان هم به كلى دروغ است ، زيرا نميتوان
هامش
( 1 ) - چون بابل سه دفعه ياغى شد و از نو تسخير گرديد اين است ، كه هرودوت ميگويد در دفعهء اولى .