تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

نوشته‌هاى تورية

در كتاب دانيال باب پنجم شرحى نوشته شده ، كه بتسخير بابل راجع است : « 1 » « بلتشصّر پادشاه ضيافت عظيمى براى هزار نفر از اسراى خود برپا داشت و ، وقتى كه از كيف شراب سرخوش بود ، فرمود ظروف طلا و نقره را ، كه جدّش نبوكدنصّر از اورشليم ببابل آورده بود ، بياورند ، تا پادشاه و همسرانش و زوجه‌ها و متعه‌هايش از آنها شراب بنوشند . امر شاه را اجراء كردند و همه شراب نوشيدند و خدايانى را ، كه از طلا ، نقره ، برنج ، آهن ، چوب و سنگ بود همه تسبيح خواندند . در همان ساعت انگشت‌هاى دست انسانى بيرون آمد ، در برابر شمعدان بر گج ديوار قصر پادشاه خطوطى نوشت و پادشاه كف دست را ، كه مىنوشت ، ديد . آنگاه پادشاه متغير شد ، فكرهايش او را مضطرب ساخت و بندهاى كمرش سست گشته لرزه بر زانوهايش افتاد . بعد پادشاه بصداى بلند صدا زد ، كه جادوگران ، كلدانيان و منجمان را احضار كنند . پس پادشاه حكيمان بابل را خطاب كرده گفت : « هركه اين نوشته را بخواند و تفسيرش را براى من بيان كند ، به لباس ارغوانى ملبس خواهد شد ، طوق زرّين بر گردنش خواهم نهاد و حاكم سوّم در مملكت گردد » . آنگاه جميع حكماى پادشاه داخل شدند ، ولى نتوانستند نوشته را بخوانند يا تفسيرشرا بيان كنند . پس بلتشصّر پادشاه مضطرب شد ، اما ملكه بسبب سخنان پادشاه و امرايش بميهمانخانه درآمد و متكلم شده گفت : « اى پادشاه ، تا بابد زنده باشى ، فكرهايت تو را مضطرب نسازد ، شخصى در مملكت تو هست ، كه روح خدايان قدّوس دارد و در ايام پدرت روشنائى و حكمت ، مانند حكمت خدايان ، در او پيدا شد و پدرت نبوكدنصّر پادشاه او را رئيس مجوسيان ، جادوگران ، كلدانيان و منجمان ساخت ، زيرا روح فاضل و معرفت و تعبير خوابها ، حلّ معماها و گشودن عقده‌ها در اين دانيال ، كه پادشاه او را بلطشصّر مىناميد جمع شده . پس در حال دانيال را بطلب تا تفسير را بيان كند » . آنگاه دانيال را بحضور پادشاه آوردند و او
هامش
( 1 ) - اسلوب انشاء از مترجمين تورية است .