تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
ديگرى نيز در يكى از برجهاى پائين واقع و داراى هيكل خداى بزرگ است ، كه از زر ساخته‌اند . در پيش او يك تخت ، يك ميز و يك كرسى گذارده‌اند و تمامى اين اشياء ، كه از طلا ساخته شده ، 800 تالان وزن دارد « 1 » . غير از اين اشياء در اين معبد مجسمه‌ايست از خداى بزرگ ، كه از طلا ساخته‌اند و دوازده آرش طول آن است « 2 » . در بابل چنان كه ، بالاتر گفته شد ، بعد از فوت بخت النصر ( 561 ق . م ) در مدت شش سال سه نفر سلطنت كردند . در حدود 555 ق . م روحانيون بابل شخصى نبونيد نام را ، كه پسر كاهنهء ( سين ) « 3 » اوّل ربّ النوع بابلىها در حرّان بود ، به تخت نشاندند . او كسى نبود : ، كه بتواند بابل را در چنين موقع مهم از حريفى پرزور ، مانند كوروش ، نگاهدارد . نبونيد ميل مفرطى بآثار عتيقه داشت و كارش اين بود ، كه استوانه‌هاى معابد قديمه را بوسيلهء حفرّيات بيرون آورده ، بداند فلان معبد را كى و در چه زمان ساخته . بعد معابد را تعمير و مخارج آن را بر اهالى بابل تحميل كند . با اين حال او نمىتوانست بامور مملكتى بپردازد و از اين جهت زمام امور بدست پسرش بالتزر ، يا چنان كه بعضى نوشته‌اند ، بالشّزر بود « 4 » ( در تورية اسم او را بلتشصّر نوشته‌اند ) . مقارن اين زمان نبونيد كارى كرد ، كه قسمت بزرگ كهنهء بابل از او روگردان شد ، توضيح آنكه مجسمه‌هاى ارباب انواع اور ، ارخ و ارىدو را ببابل آورده پيروان ربّ النوع بزرگ بابل ، بل مردوك ، را از خود رنجاند و اين قضيه بر دو تيرگى اهل بابل و نفاقى ، كه بين آنها بود افزود . اسراى بنى اسرائيل ، كه از زمان بخت النصر در بابل ميزيستند ، موافق پيش‌گوئىهاى پيغمبران خود همواره منتظر سقوط بابل و انقراض اين دولت بودند و به خود نويدها داده ميگفتند : ديگر چيزى نمانده ، كه اين دولت ظالم سرنگون گردد . مردمانى ، كه از جاهاى ديگر باسارت باينجا آمده بودند و عدّهء آنها بهزاران ميرسيد ، با بنى اسرائيل
هامش
( 1 ) - تالان بابلى تقريبا بيست من امروزى بود و تالان آت‌تيكى تقريبا نه من . ( 2 ) - هرودوت گويد ، كه در زمان كوروش اين مجسّمه در بابل بود ، داريوش اوّل خواست آن را بايران ببرد ، ولى جرئت نكرد ، خشيارشا آن را از معبد مزبور حمل كرده بايران برد . ( 3 ) - سين را در بابل ربّ النّوع ماه ميدانستند . ( 4 ) -Balthasar , Balshazzar .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 382 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )