كه طلسم است و بايد اين طلسمها ديوار كوه پيكر بابل را الى الابد حفظ كند . ديوار مذكور صد دروازه دارد و درهاى آن از مفرغ ساخته شده . دروازهها با كاشىهاى الوان از سفيد و سياه ، زرد و آبى و غيره تزيين گشته و داراى طلسمهائى از خطوط ميخى است . پس از اين ديوار در درون شهر باز ديوارى است ، كه قدرى از ديوار بيرونى ضعيفتر است . بعد از عبور از ديوار درونى به نفس شهر وارد ميشوند .
اينجا كوچههاى عريض بهم رسيده و زاويههاى قائم تشكيل كرده . در وسط شهر رود فرات جارى است . مجراى رود را از دو طرف با آجر ساختهاند . در انتهاى هر كوچهاى ، كه بساحل ختم مىشود ، دروازهاى بنا شده ، تا در موقع لزوم بسته شود و بابل به دو قلعهء محكم مبدّل گردد ، زيرا سواحل رود ، مانند استحكاماتى اين دو قسمت شهر ، يا دو قلعه را حفظ مىكند . پلى اين دو قسمت بابل را بهم اتّصال ميدهد . در يكى از دو قسمت مذكور قصر سلطنتى با ابنيه و عمارات حيرتآور و باغهاى معلق واقع است ، در قسمت ديگر معبد بل ربّ النوع بزرگ بابلىها « 1 » . معبد بنائى است مربّع ، كه اندازهء هريك از اضلاع آن دو استاد ( تقريبا 360 ذرع ) « 2 » است . در وسط معبد برجى ساختهاند ، كه عرض و طول آن يك استاد است . روى اين برج برج ديگرى است و روى آن يكى باز برجى تا هشت مرتبه . پلهكان اين برجها از خارج است و بطور مارپيچ دور برجها ميگردد . شخصى ، كه ببرجها صعود مىكند ، در وسط اين بلندى به جائى ميرسد ، كه براى استراحت ساخته شده است و داراى صفهها است .
در برج آخرى محرابى واقع است و در آن يك تخت خواب مزيّن و يك ميز زرّين گذاردهاند . در اينجا بتهائى نيست و شب ، كسى نميتواند در اين محراب داخل شود ، جز يك زن بابلى ، كه خداى بزرگ از ميان زنان اين شهر انتخاب كرده . هرودوت گويد ( كتاب 1 ، بند 182 ) « اگرچه من باور نميكنم ، ولى كاهنان بابلى گويند ، كه الهه شب را با اين زن بسر ميبرد . مصريها هم همين عقيده را نسبت به زوستب دارند ، در ليكيّه نيز اگر زن غيبگوئى باشد ، شب را در معبد بسر ميبرد » . معبد
هامش
( 1 ) -Belus .( 2 ) - هرودوت گويد كه اين بنا در زمان او برپا بود .