تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
از ده هزار نفر تركيب يافته و فرماندهان مصريها گروهان را طورى تشكيل كرده‌اند ، كه هريك داراى صد صف صد نفرى است . گويند اين ترتيب در مملكت آنها معمول است ، ولى كرزوس با اكراه آن را پذيرفت ، زيرا او ميخواست جبههء قشونش كشيده‌تر از جبهه قشون تو باشد ، تا بتواند از پهلوهاى قشون تو گذشته پشت‌سر تو را بگيرد » . كوروش : - « چون ميخواهد ، ما را محاصره كند ، برحذر باشد ، كه ما او را محاصره نكنيم . چيزى كه براى ما مهم بود ، بدانيم دانستيم . حالا بايد صاحبمنصبان سعى كنند ، كه هر چيز بجاى خود باشد ، زيرا گاهى براى يك نقص جزئى از مرد ، اسب و عرابه ، نتيجه نميتوان گرفت » . پس از آن كوروش به مىريارك‌ها يا رؤسا قسمت‌هاى ده هزار نفرى « 1 » و بصاحب‌منصبان زيردست آنها دستور داده ضمنا گفت به لخاژ « 2 » ها امر كنيد ، كه لخ « 3 » را به دو قسمت تقسيم كنند ( قسمتى را ، كه داراى 24 نفر يا كمتر بود ، كزنفون لخ و رئيس آنها را لخاژ مىنامد ، اين دو لفظ يونانى است . كلية كزنفون اصطلاحات لشكرى را ، چنان كه در يونان معمول بوده ، نوشته . م . ) . در اين وقت يكى از فرماندهان قسمت‌هاى ده هزار نفرى به كوروش گفت : « آيا تو گمان ميكنى قشونى ، كه عدّه صفوفش اينقدر كم است ، با لشكرى ، كه صفوف آن به اين اندازه زياد است ، ميتواند مقابلى كند ؟ » . كوروش جواب داد : « آيا تو گمان ميكنى ، كه با اين همه صفوف ، اكثر سربازان پياده نظام خواهند توانست برفقاى خودشان فايده و به طرف مقابل زيان رسانند ؟ من از خدا ميخواستم ، كه سپاه سنگين اسلحهء دشمن بجاى صد صف داراى هزار صف باشد ، زيرا در اين صورت ما با عدّهء بسيار كمترى مواجه ميشديم ، ولى عدّهء صفوف و عمق قسمتهاى ما چنان است ، كه تمام افراد به كار افتاده به يكديگر كمك خواهند كرد » . بعد براى اينكه صاحب‌منصبان درست از فكر او مسبوق شوند ، كوروش نقشهء خود را بيان كرده گفت : چنان كه بنائى استوار نيست ، ما دامى كه پى و بام آن محكم نباشد ، همچنان قشون به درد نميخورد ، اگر صفوف مقدّم و مؤخر آن از
هامش
( 1 ) -Myriarque( امير تومان‌هاى سابق بمعني حقيقى يا امراء لشكر كنونى ) . ( 2 ) -Lochage .( 3 ) -Loche .