تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
خدا دانستند ، به تصرف آنها دادند .

پان‌ته‌آ

( كتاب 5 ، فصل 1 ) زنى را ، كه ماديها با خيمه ممتاز براى كوروش گذارده بودند ، پان‌ته‌آ « 1 » ميناميدند . اين زن شوشى ، كه از حيث زيبائى مثل و مانند نداشت ، زوجهء آبراداتس « 2 » بود و پادشاه آسور شوهر او را بسفارت نزد پادشاه باختر فرستاده بود ، تا عهدى با او منعقد كند . كوروش ، چون ديد ، شوهر زن غايب است ، زن را به آراسپ « 3 » نام مادى ، كه از زمان كودكى دوست وى بود ، سپرد ، تا شوهرش برگردد ، زيرا ترديد نداشت ، كه او از كوروش درخواست خواهد كرد زن او را رد كند . آراسپ قبول كرد ، كه زن را ضبط كند ، ولى به كوروش گفت ، لازم است او را ببينى ، تا بدانى ، كه وجاهت اين زن بچه اندازه حيرت‌انگيز است ( در ضمن توصيفى ، كه آراسپ از اين زن مىكند معلوم مىشود ، كه ماديها در موقع ورود به خيمهء ( پان‌ته‌آ ) نميدانستند ، او خانم است ، زيرا ( پان‌ته‌آ ) در حضور مردان روبندى داشته ، ولى بعد ، كه شنيده در تقسيم نصيب كوروش شده و از شوهرش بايد مفارقت يابد روبند خود را ربوده ، به سينه خود زده بناى شيون و زارى را گذارده و از اين وقت دانسته‌اند ، كه او خانم است و زنان ديگر ، كه در اطراف او هستند ، كسان اويند و نيز از اين هنگام ماديها از زيبائى او غرق حيرت شده‌اند . م ) . كوروش در جواب گفت : « من نميخواهم اين زن را ببينم ، زيرا ميترسم ، كه فريفتهء زيبائى او گشته ، زن را به شوهرش پس ندهم . بمناسبت اين مطلب بين آراسپ و كوروش مباحثه شروع شد : آراسپ عقيده داشت ، كه عشق چيزى است اختيارى ، اگر كسى نخواهد بزنى عشق ورزد ، نخواهد ورزيد و امثالى ذكر كرد ، مانند موارد دختر و خواهر و امثال آنان ، كه هرقدر زيبا باشند ، پدر و برادر و ساير اقرباى نزديك عشق به آنها نميورزند ، زيرا نميخواهند چنين كنند . كوروش به عكس معتقد بود ، كه عشق اختيارى نيست . بالحاصل آراسپ در مقابل رأى كوروش تسليم شده به عهده گرفت زن را حفظ كند ، تا شوهرش برگردد و كوروش به او گفت : « خواهى ديد ، كه از رد كردن زن به شوهرش ما چه
هامش
( 1 ) -Panthea .( 2 ) -Abradates .( 3 ) -Araspe .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 327 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )