تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
ديگر بىنياز باشد ، كسى هم نيست ، كه داراى همه چيز بوده به ديگرى احتياج نداشته باشد . بس خوش‌بخت آن كسى است ، كه از همه بيشتر داراى نعم بوده و زندگانى خود را به خوبى به آخر رسانيده . در هر كار بايد بآخرش نگريست ، بسا كسانى بودند ، كه خدايان در ابتداء در سعادت را به روى آنان كشودند و در آخر آنها را به بدبختى افكندند » . كرزوس را سخنان سلن خوش نيامد و با نظر حقارت در او نگريسته مرخصش كرد ، چه عقيده داشت ، كه احمق است كسى كه اعتنائى به نعمتها در حال حاضر ندارد و پند ميدهد ، كه در هر كار بفرجام آن بنگرند . سلن رفت و ديرى نگذشت ، كه دو بدبختى بزرگ براى پادشاه رويداد ، يكى كشته‌شدن پسرى ، كه يگانه وارث تاج‌وتخت او بود ( هرودوت اين قضيه را مفصلا ذكر كرده ، ولى چون مربوط بتاريخ ايران نيست ميگذريم ) و ديگر جنگى ، كه با كوروش شاه پارس براى او پيش آمد و تمام ثروت و مملكتش نصيب ديگرى گشت . راجع به اين حكايت بايد گفت ، حالا ثابت شده كه سلن قانون‌گذار يونانى در زمان كرزوس در سارد نبوده و بنابراين حكايت مزبور اختراع خود هرودوت است ، يا سلن چنين صحبتى با ديگرى داشته و مورّخ مذكور آن را به كرزوس نسبت داده . جهت ذكر آن پائين‌تر روشن خواهد بود .

خبر سقوط همدان

چنان بود احوال ليدّيه ، وقتى كه سقوط همدان و دولت ماد رويداد و آواز آن در آسياى غربى پيچيد . معلوم است ، كه كرزوس در انديشه شد ، چه اولا او با خانوادهء سلطنتى ماد خويشى داشت و از دست يافتن يكدست نشانده ، يا پادشاه درجه دوّم ، بر دولت بزرگ ماد سخت مكدّر گرديد . ثانيا منازعات ليدّيه با دولت ماد بصلحى ، كه طولانى به نظر ميامد ، منتهى گشته و روابط دوستانه بين دولتين برقرار شده بود ، ولى با شاه جديد ايران چگونگى روابط آتيه معلوم نبود . با صرف‌نظر از اين ملاحظات دولت ماد در مدت قرون عديده بتمدن و اخلاق مردمان آسياى غربى از سامى و غيره آشنا شده ، خود نيز در تحت تأثيرات تمدن مزبور درآمده بود ، ولى پارسيها براى ملل همجوار غربى قومى بودند ، كه در گمنامى ميزيستند و مردمان مزبور بواسطه دورى از پارسيها معرفتى باحوال