تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
2 - از نوشته‌هاى كتزياس و هرودوت صريحا استنباط مىشود ، كه جنگى بين كوروش و پادشاه ماد روى داده و كوروش ، پس از تسخير همدان ، دولت ماد را منقرض كرده . منتها كوروش ، برحسب گفتهء هرودوت ، خيلى بهتر از آنچه روايت كتزياس مىرساند ، با پادشاه ماد رفتار كرده ، اما كزنفون سبب بزرگ شدن پارس را به كلى طور ديگر بيان مىكند : موافق گفته‌هاى او كوروش به خواهش ( كياكسار ) دائى خود بكمك او آمده ، براى وى جنگ مىكند ، زمام امور را كياكسار ، از جهت تنبلى يا بدين سبب ، كه سردار خوبى نيست ، بكوروش مىسپارد و او براى پادشاه ماد جنگهائى كرده فاتح مىشود . بعد دختر كياكسار را مىگيرد و ماد با ممالك تابعهء آن ، مانند جهيز دختر ، بكوروش مىرسد . در اين‌جا سؤالى طرح مىشود ، كه كدام يك از روايات سه‌گانه صحيح‌تر است . آن‌چه به نظر مىآيد اين است : عقيدهء كتزياس ، كه اصلا كوروش با آستياگ قرابتى نداشته ، صحيح نيست ، زيرا هرودوت و ساير مورّخين او را نوه آستياگ دانسته‌اند و نوشته‌هاى هرودوت بيشتر مورد اعتماد است . اين گفته كتزياس را هم ، كه كوروش پسر چوپانى بود و براه‌زنى اشتغال داشت نمىتوان باور كرد ، بخصوص كه نبونيد او را پادشاه انشان معرّفى كرده و گويد ، كه در سال هشتم سلطنت خود همدان را تسخير كرد . نبونيد معاصر كوروش بود و حال آنكه كتزياس تقريبا دويست سال بعد از او مىزيست . امّا راجع باختلافى ، كه بين روايت هرودوت و كزنفون است ، بايد دو نكته را درنظر گرفت : اوّلا نبونيد ، معاصر واقعه ، گويد ، كه كوروش در نتيجه شكست پادشاه ماد همدان را تسخير كرد . ثانيا در دو جاى نوشته‌هاى كزنفون در باب « عقب‌نشينى ده هزار نفر يونانى » « 1 » نقيض گفته‌هاى او را راجع بكوروش و تسلط مسالمت‌آميز او بر ماد مىيابيم . توضيح آنكه مورّخ مذكور راجع بعقب‌نشينى يونانيان پس از جنگ ( كونّاكسا ) چنين گويد ( كتاب سوّم ، فصل چهارم ) : « يونانيها بقيه روز را حركت كرده ، بىاينكه آزارى از طرف دشمن ببينند ، به محلى در كنار دجله رسيدند ، موسوم به ( لاريسا ) ، اين محل سابقا شهرى بود بزرگ و ماديها مالك آن بودند . . . . . زمانى كه
هامش
( 1 ) -Anabase .