تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
زيرا كودكان مىبينند ، كه بزرگتران هم فرمان بردارند . آنها تعليم ميكنند ، كه در خوردن و آشاميدن بايد منظّم بود . چيزى كه آنها را بقناعت عادت مىدهد ، اين است ، كه مىبينند بزرگتران فقط با اجازهء مربّيان خود غذا ميخورند . كودكان در نزد مادرانشان غذا نميخورند ، وقت غذا را مربّى معين مىكند و صرف غذا با اجازه او به عمل مىآيد . غذاى عمده آنها نان و بولاغ اوتى است ، كه از خانه ميآورند و فنجانى دارند ، كه با آن از رودخانه آب ميآشامند . به آنها ميآموزند ، كه چگونه تير و زوبين اندازند . اين است تربيت كودكان از زمان توّلد تا سنّ 16 يا 17 سالگى . پس از آن آنها در طبقهء نوجوانان داخل ميشوند . طرز تربيت نوجوانان چنين است : در مدّت ده سال ، از زمانيكه از كودكى بيرون آمده‌اند ، آنها در اطراف ابنيه دولتى براى حفظ امنيت و براى عمل كردن بميانه‌روى ميخوابند . در اين سنّ جوانان بنظارت مخصوصى احتياج دارند . روزها آنها خودشان را به اختيار مرّبى ميگذارند و او در موارد مقتضى آنان را به كارهاى عام المنفعه ميگمارد يا ، اگر لازم باشد ، آنها در اطراف ابنيه دولتى ميمانند . وقتى كه شاه براى شكار بيرون ميآيد و اين كار در هر ماه چند دفعه روى ميدهد ، نصف اين پاسبانان را با خود به شكار ميبرد . اشخاصيكه همراه او ميروند ، بايد اين اسلحه را دارا باشند : يك كمان ، يك تركش ، شمشيرى در غلاف يا يك تبر ، سپرى ، كه از تركهء بيد بافته ، دو زوبين براى اينكه يكى را انداخته و ديگرى را ، اگر لازم است ، بدست داشته باشند . اگر پارسيها شكار را ورزش عمومى ميدانند و اگر شاه در رأس شكارچيان ، چنان كه بجنگى رود ، حركت مىكند ، از اين جهت است ، كه او شكار را آموزگاه حقيقى جنگ ميپندارد . واقعا همچنين است : شكار مىآموزد ، كه صبح برخيزند ، در سرما و گرما بردبار باشند ، راه بروند ، بدوند ، به حيوان از هر طرف ، كه بيايد ، تير اندازند و زوبين افكنند . غالبا ، وقتى كه انسان يك حيوان قوى در جلو خود مىبيند ، روحش تيزتر مىشود ، زيرا در اينوقت لازم است ، كه شكارچى ضربتى به حيوان وارد آرد يا خود را از حملهء او ايمن بدارد . بنابراين ، مشكل است در شكار