تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و شبانان مدير حيواناتى هستند ، كه در تحت نظارت آنها واقعند . بنابراين در بادى امر چنين به نظر ميآيد ، كه اطاعت گله‌هاى حيوانات از شبانان بيش از اطاعت مردمان است از اشخاصى ، كه آنها را اداره ميكنند ، زيرا گله به جائى ميرود ، كه شبان ميخواهد ، در جاهائى ميچرد ، كه آن را رها ميكنند ، از چيزهائى ، كه حيوانات را از آن دور ميدارند ، دورى ميجويد و اين حيوانات مانع نيستند ، كه شبانان از محصول آنها چنان كه خواهند ، استفاده كنند . واقعا ما هيچ نشنيده‌ايم ، كه گله بر شبان ياغى شود از اينجهة ، كه نخواهد اطاعت كند يا نگذارد ، او از فوائد گله برخوردار گردد . بالاتر از آن اين نكته است ، كه اطاعت گله بخارجى مشكلتر از اطاعت آن بشخصى است ، كه از آن بهره برميدارد . مردم به عكس ترجيح ميدهند ، بر ضدّ اشخاصى باشند ، كه آنها را اداره ميكنند . اين تفكرات ما را به اين نتيجه مىرساند ، كه براى انسان راندن حيوانات آسانتر از اداره كردن مردم است ، ولى ، چون مشاهده ميكنيم ، كه كوروش پارسى عدهء بيشمارى از مردمانرا در اطاعت خود داشت و بر عده‌اى زياد از شهرها و ملل حكمرانى ميكرد ، مجبور شديم عقيدهء خود را تغيير داده بگوئيم ، كه اگر باينكار با تردستى مبادرت كنند ، اداره كردن مردم محال و بل مشكل هم نيست . واقعا ميدانيم ، كه مردمان مختلف شتابان مطيع او گشتند ، و حال آنكه از او بمسافتهائى دور بودند ، كه ميبايست آن را در مدت زيادى از روزها و ماهها بپيمايند . بعضى او را هيچگاه نديده بودند و برخى ميدانستند ، كه هيچگاه او را نخواهند ديد ، باوجوداين ميخواستند تبعهء او گردند . بنابراين ، او بر پادشاهان ديگر بمراتب برترى يافت ، چه بر آنهائيكه سلطنت را بميراث يافتند و چه بر كسانى كه به قوت خود بپادشاهى رسيدند . فى الواقع ، با وجود اينكه سكاها خيلى كثير العدّه‌اند ، پادشاه آنها نميتواند آقاى ملل ديگر گردد و راضى است ، كه بحكومت بر ملت خود اكتفا كند . پادشاه تراكيّه ميخواهد رئيس تراكيها باشد و پادشاه ايلّيريه ، آقاى ايليريها ( بنقشهء شبه جزيرهء بالخان در اين تأليف رجوع شود ) . چنين‌اند نيز ساير ملل . از اينجا است ، كه گويند در اروپا آنهمه دول مستقله وجود دارند ، ولى كوروش ، چون ديد ، كه هريك از ملل آسيا هم جداگانه استقلال دارد ، با سپاهى كوچك از پارسيها به راه افتاد و اوّل رئيس ماديها و گرگانيها گشت ،