تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
اكثر محققين اين تأليف را نتيجهء تخيلات او ميدانند و گويند ، كه نويسندهء مزبور خواسته در اين كتاب پندهاى اخلاقى بيونانيها بدهد و با اين مقصود براى كمال مطلوب خود شخص كوروش را انتخاب كرده ، تا در ضمن توصيف زندگانى او ، عقايد خود را راجع بتربيت جوانان ، پرهيزكارى و ساير صفات حسنه ، كه بايد در آنان باشد ، و نيز راجع به فنّ اداره كردن مردمان بيان كند ، باوجوداين نميتوان نوشته‌هاى اين نويسنده را كنار گذاشت ، زيرا ، اگر گفته‌هاى او در بعض موارد حاكى از نظر يونانيها و طرز افكار و معتقدات آنها است ، در كليات همان است ، كه ديگران نيز درباره كوروش نوشته‌اند و ديگر هرودوت ، چنان كه گذشت ، گويد در باب كوروش چهار روايت هست و من روايتى را اتخاذ كرده‌ام ، كه در آن پارسيها او را زياد نستوده‌اند . بنابراين ، از كجا كه نوشته‌هاى كزنفون يكى از روايات چهارگانه مذكور نباشد ؟ از تمامى اين نكات گذشته ، اگر هم تأليف كزنفون را واقعا يك رومان تاريخى بدانيم ، باز سيروپدى با تربيت كوروش از حيث كليات منظرهء پارس و ماد را ، قبل از بزرگ شدن كوروش ، مينمايد و از گفته‌هاى كزنفون ميتوان استنباطهائى كرد . اين هم معلوم است ، كه تاريخ ايران قديم هنوز چندان روشن نيست ، كه از اين نوع استنباطها مستغنى باشيم . نويسندهء مذكور گويد ( كتاب اوّل - فصل اوّل ) : « روزى فكر ميكردم ، كه عدّه‌اى زياد از حكومتهاى ملى معدوم شدند از اين جهت ، كه اشخاصى ميخواستند حكومت ديگرى برقرار كنند . بعد حكومتهاى سلطنتى و حكومتهاى عدّه قليل « 1 » بدست احزاب ملى تباه گشتند . بالاخره اشخاصى ، كه ميخواستند حكومت جابرانه برقرار كنند ، در يك طرفة العين برافتادند ، و حال آنكه ديگران را از اين جهت ، كه چندى در رأس حكومت ماندند ، محتاط و نيك بخت ميدانند . باز فكر ميكنم ، خانه‌هاى خصوصى ، كه بعض آنها از چندين مستخدم تركيب يافته و برخى از عدّهء كمترى از اشخاص ، آقايانى هستند ، كه نميتوانند اين عدهء كوچك را هم مطيع كنند . نيز فكر ميكنم ، كه گاودارها بگاوها فرمان ميدهند ، مهتران اسبها را اداره ميكنند
هامش
( 1 ) -Oligarchie .
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى ) — صفحة 242 | حسن پيرنيا ( مشير الدوله )