و بر اثر همين حركات زشت سليمان و عمّال او بود كه مردم بر طاهريان شوريدند و علويان را پيش انداخته خود را از تحت فرمان آل طاهر بيرون آوردند .
محمّد طاهرى با دو حريف قوى پنجه يكى داعى كبير حسن بن زيد علوى ديگر يعقوب بن ليث صفّارى « 1 » معاصر بوده و بقيام ايشان گرفتار شده . داعى سليمان بن عبد اللّه را در سال 250 از طبرستان راند و آنجا را در زير حكم خود گرفت و يعقوب بر هرات استيلا يافته بخراسان تاخت و در 259 نيشابور را مسخر ساخت و با حبس محمّد سلسلهء طاهرى را پس از 53 سال امارت برانداخت .
طاهريان از عهد پدر شغل ادارهء شرطه يعنى رياست پاسبانى بغداد را نيز در عهده داشتند و چون يكى از ايشان از جانب خليفه بامارت خراسان ميرفت برادر يا پسر يا يكى از بنى اعمام او به اين مقام گذاشته ميشد .
در ميان آل طاهر عدّهاى نيز اهل فضل و ادب و شعر و حكمت بودهاند و از ايشان از همه معروفتر امير ابو احمد عبيد اللّه بن عبد اللّه بن طاهر ( 223 - 300 ) است كه او را به علت ادب و فضل حكيم آل طاهر ميخواندهاند . عمرو بن ليث صفارى در سال 266 سمت شرطهء بغداد را بوى واگذاشت و او آخرين كسى است از طاهريان كه عنوان و رياستى يافته است .
اسامى امراى طاهرى و زمان امارت هريك
1 - طاهر بن حسين بن مصعب 206 - 207
2 - طلحة بن طاهر 207 - 213
3 - عبد اللّه بن طاهر 213 - 230
4 - طاهر بن عبد اللّه 230 - 248
5 - محمّد بن طاهر 248 - 259
هامش
( 1 ) - ابو نصر فراهى مؤلف كتاب نصاب الصبيان گويد :در خراسان ز آل مصعب شاه * طاهر و طلحه بود و عبد اللّهباز طاهر دگر محمد دان * كو بيعقوب داد تخت و كلاه