اينحو - غلام و برده .
ايواغلان - وزير شاه كه از مرتبه عالى باشد .
ب
باسقاق - مأمور محلى ماليات ، حاكم و شحنه .
باغى - وحشى .
باورچى - آشپز .
بخشى - كشيش و رئيس مذهب در ميان مغولان .
بغتاق - ابريشمى است كه مغوليه مانند گيسو تابيده به موى سر خود پيوند كنند . تاج سر خانمها و اين كلمه به صورتهاى بوغطاق و بوغتاق هم آمده است .
بلغاق - شورش و آشفتگى .
بيتكجى - كاتب و دبير .
بيرينكز مينجآى - ماه يازدهم از ماههاى تركى .
بيشنچ آى - ماه پنجم از ماههاى تركى .
پ
پايزه - لوحهاى بوده است از زر يا نقره كه پادشاهان مغول به عنوان نشان و پاداش مىدادهاند . ( نك . ج اول جهانگشا تصحيح مرحوم قزوينى مقدمه . ص يط ، ح 2 ) .
ت
تابقور - فرع خراج ، ماليات فوق العاده .
تايشميشى - قرار ملاقات .
تتغاولى - معبردارى .
تگيشميشى - در مقابل سلطان حضور يافتن و مرحمت يافتن .
تنسوق ، تنگسوق - تحفه ناياب .
توپچاق - نژادى است از اسب در دشت قبچاق كه به زيبايى معروف است .
تورتونج - ماه چهارم از ماههاى تركى .
ج
جاوت قورى - لقبى است مغولى .
چ
چاغ - زمان ، وقت .
چقشاپاط - ماه دوازدهم از ماههاى تركى .
چوقا - لباس شبانى است .
چول - بيابان .
چيرغاميشى - جشن و سرور .
د
دادر - به لغت ماوراء النهر برادر باشد و دوست را هم گويند .
داراميشى - دشنام ، رنجش دادن .
داقيقوييل - سال مرغ .
ز
زقاق - در تركى سقاق ، محله .
س
سكسينج - ماه هشتم از ماههاى تركى .
سوراميشى - شعف و شادى .
سيورغاميشى - نوازش ، رحمت و بخشش .
ط
طاوشقن ييل - سال خرگوش .
طايشى - لقبى است ، رئيس دولت .
طونغوزييل - ماه نهم از ماههاى تركى .
طوى - سور .
ع
عرمرم - سخت ، هرچه باشد .
غ
غزغان - ديگ طعامپزى .
غجرچى - راهبر .
ق
قاقميشى - غضب ، خشم .
قبتورقاى - كيسه و توبره .
قراوناس - قراول .
قسطاس - قپان ، ترازو .
قلاوزى - طلايهء لشكر .
قوپچور - ماليات و خراج ، مقرر ديوانى .
قوريلتاى - اجتماع ، مجمع .
قوماى - كنيز .
ك
كرياس - حجرهء شاهزادگان در مدرسه و