تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اولجايتو ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
اينحو - غلام و برده . ايواغلان - وزير شاه كه از مرتبه عالى باشد .

ب

باسقاق - مأمور محلى ماليات ، حاكم و شحنه . باغى - وحشى . باورچى - آشپز . بخشى - كشيش و رئيس مذهب در ميان مغولان . بغتاق - ابريشمى است كه مغوليه مانند گيسو تابيده به موى سر خود پيوند كنند . تاج سر خانم‌ها و اين كلمه به صورتهاى بوغطاق و بوغتاق هم آمده است . بلغاق - شورش و آشفتگى . بيتكجى - كاتب و دبير . بيرينكز مينج‌آى - ماه يازدهم از ماه‌هاى تركى . بيشنچ آى - ماه پنجم از ماه‌هاى تركى .

پ

پايزه - لوحه‌اى بوده است از زر يا نقره كه پادشاهان مغول به عنوان نشان و پاداش مىداده‌اند . ( نك . ج اول جهانگشا تصحيح مرحوم قزوينى مقدمه . ص يط ، ح 2 ) .

ت

تابقور - فرع خراج ، ماليات فوق العاده . تايشميشى - قرار ملاقات . تتغاولى - معبردارى . تگيشميشى - در مقابل سلطان حضور يافتن و مرحمت يافتن . تنسوق ، تنگسوق - تحفه ناياب . توپچاق - نژادى است از اسب در دشت قبچاق كه به زيبايى معروف است . تورتونج - ماه چهارم از ماه‌هاى تركى .

ج

جاوت قورى - لقبى است مغولى .

چ

چاغ - زمان ، وقت . چقشاپاط - ماه دوازدهم از ماه‌هاى تركى . چوقا - لباس شبانى است . چول - بيابان . چيرغاميشى - جشن و سرور .

د

دادر - به لغت ماوراء النهر برادر باشد و دوست را هم گويند . داراميشى - دشنام ، رنجش دادن . داقيقوييل - سال مرغ .

ز

زقاق - در تركى سقاق ، محله .

س

سكسينج - ماه هشتم از ماه‌هاى تركى . سوراميشى - شعف و شادى . سيورغاميشى - نوازش ، رحمت و بخشش .

ط

طاوشقن ييل - سال خرگوش . طايشى - لقبى است ، رئيس دولت . طونغوزييل - ماه نهم از ماه‌هاى تركى . طوى - سور .

ع

عرمرم - سخت ، هرچه باشد .

غ

غزغان - ديگ طعام‌پزى . غجرچى - راهبر .

ق

قاقميشى - غضب ، خشم . قبتورقاى - كيسه و توبره . قراوناس - قراول . قسطاس - قپان ، ترازو . قلاوزى - طلايهء لشكر . قوپچور - ماليات و خراج ، مقرر ديوانى . قوريلتاى - اجتماع ، مجمع . قوماى - كنيز .

ك

كرياس - حجرهء شاهزادگان در مدرسه و