تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5870

مساهمون:

ص٥٨٧٠
بازماندگان زينل بيگ كه به واسطهء بىتدبيرى جمعى كثير را به كشتن داده بود ، نپرداخت . و آنچه در اين سال در هندوستان روى نمود اين است كه فرمانفرماى سواد اعظم در غرّهء ربيع الأول به نواحى اجمير نزول فرمود . و بعد از ادراك زيارت به مستقر خلافت معاودت فرمود . و چون در مقام سيكرى كه به فتح‌پور مشهور است ، ولادت باسعادت شاهزاده‌ها اتفاق افتاد ، آن حضرت آن مقام را بر خود خجسته و همايون دانسته به بناى شهرى عالى امر فرمود . و اين سيكرى موضعى بود در دوازده كروهى آگره و شيخ سليم بر بالاى كوهى كه به آن موضع متصل است مجددا خانقاهى ساخته بود و در آنجا بسر مىبرد . و اردوى بزرگ در آن سال به آن موضع نقل كرده به بناى شهر اشارت شد و شهرى در كمال وسعت مشتمل بر مساجد و مدارس و خانقاه و بقاع خير و حمامات و بازارها به اندك وقتى معمور شد . و شرح كيفيت عمارات و حصارى آن شهر به موضعى كه تفصيل عمارات كه احداث فرمودهء همّت فلك رفعت آن حضرت است ، نموده خواهد شد ، بيان كرده مىشود . ان شاء اللّه تعالى و چون در اثناى عمارت آن شهر ، گجرات مفتوح شد آن شهر به فتح‌پور موسوم گشت . و در اين سال اسكندر خان اوزبك كه از اوده فرار نموده به ميان افغانان رفته بود و مدتى مديد آنجا سرگردان مىگشت ، به جونپور « 1 » نزد خانخانان منعم خان درآمده او را شفيع گناهان خود ساخت . و منعم خان خانخانان عازم فتح‌پور شده او را به درگاه آورد . و به وقت فرصت گناه او را درخواست كرده خدمتش را تيغ و كفن در گردن كرده به شرف زمين‌بوس رسانيد . و مرحمت پادشاهانه « 2 » رقم عفو بر اثم او كشيد . و خانخانان پيشكش فراوان در اين روز به نظر اشرف درآورد . و به جهت رعايت خاطر خانخانان ، سركار لكنوى به جاگير اسكندر خان مقرر شد . و منعم خان و اسكندر خان دوستكام به محال خود معاودت نمودند . و بقيهء سال به عيش و عشرت گذشت .
هامش
( 1 ) . ق : جانپور . ( 2 ) . م : و الطاف خسروانه .