ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد و نه هجرى ، [ موافق سال نهصد و شصت و نهم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
آنچه در اين سال در ايران سانح شده اين است كه حاجب خان اوزبك ، حاكم خوارزم به واسطهء خوف عبد اللّه خان كه بر اكثر ممالك ماوراء النهر مستولى شده بود ، پسر خود را به درگاه شاه طهماسب فرستاد و دختر خود را نامزد سلطان حيدر ميرزا ، ( ولد شاه طهماسب ) « 3 » نمود . و شهريار ايران در اعزازو احترام پسر او دقيقه [ اى ] فرونگذاشت و جميع شاهزادگان را به استقبال او فرستاد و يكى از شهرهاى ايران را به اقطاع او مقرر گردانيد .
همچنين ايوا خان « 4 » حاكم نسا و مرو و ابيورد در مقام اطاعت درآمد و انعام بسيار يافت . و جمعى كثير از اوزبكان به تاخت نواحى جام آمدند . زينل بيگ ، ولد ابراهيم خان ذو القدر كه حاكم آنجا بود ، عزيمت تعاقب نمود . و هرچند مير حسين تبادكانى كه از زمينداران آن نواحى بود ، او را منع كرد ، سودى نداد . بلكه زينل بيگ او را بر بددلى ملامت كرد . و مير حسين كه سردار صاحب وجود شجاع بود ، برآشفته سوار شد و به اتفاق زينل بيگ به اوزبكان - كه به اعتماد كثرت جمعيت به خاطر جمعى مىرفتند - رسيدند . و اوزبكان به جنگ ايستادند و جمعى كثير از طرفين به قتل رسيدند . و آخر الأمر به سبب كثرت [ 720 ب ] اوزبكان ظفر يافتند . و زينل بيگ و مير حسين به تعصب يكديگر در معركه توقف نموده ، ديده و دانسته خود را به كشتن دادند . و شاه طهماسب بازماندگان مير حسين را رعايت بسيار كرد . و اما به حال
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هشتاد و نهم .
( 2 ) . م : 979 .
( 3 ) . مطلب ميان ( ) را « ق » ندارد .
( 4 ) . م : مايل خان .