اختيار كند تا آخر عمر به سيورغال او مقرر باشد . و بر اين موجب جميع سيورغالات او برقرار مىبود . و حكومت خوارزم كه سيورغال او بود به فرزند او ، ابراهيم سلطان مقرر شد .
و سيد رضا ، پادشاه ولايت گيلان كه عمر دراز به دولت گذرانيده بود ، در اين سال فوت شد . او به كرم مشهور بود و مادام العمر دست او به طلا و نقره نرسيده بود . « 1 »
و در اين سال قيصر روم به ايل لار لشكر كشيد و خواجه دسستوت را شكست داده ولايت او را به تصرف درآورد و ازمير اغلان متعرض ايل آيدين نشد و سلطان مراد لشكر به دفع او فرستاد و بعد از جنگ ازمير اغلان به قلعهء مستوريه پناه برده حصارى شد . و چون چند وقت لشكر سلطان مراد او را محاصره نمودند ، روزى تنها از قلعه بيرون آمده از ميان لشكر روم به ضرب زارى بيرون رفت و نزد قرابان اغلان رفته كمك طلبيد . و چون از او نوميد شد ، ديگر باره مراجعت نموده از ميان لشكر غنيم تنها گذشته به قلعه درآمد . و از كمال شجاعت آل عثمان را هرگز اعتبارى نمىكرد و ايشان را خرگوش و خود را گرگ نام كرده بود . آخر او و پسرش ، قرت حسن هردو به دست روميان افتاده به قتل رسيدند .
و در اين سال شريف مكّه به واسطهء رفع كدورتى كه ميان او و اشرف واقع شده بود به مصر آمد و اعزاز تمام يافته مراجعت نمود و سىهزار دينار به شكرانه داد . و چون فرنگان در اين دو سه سال اكثر اوقات به ولايت مسلمانان مزاحمت مىرسانيدند ، ملك اشرف در اين سال كشتى و غراب بسيار مرتب ساخته ، لشكرى آراسته بر سر قبرس - كه جزيرهاى است در ميان دريا - فرستاد و بسيارى از مسلمانان به طوع و رغبت خود ، به عزم جهاد همراه اين لشكر شدند تا به حدّى كه در جهازها گنجايش نماند . و حاكم قبرس از ديگر فرنگان مدد طلبيده لشكرى افزون از قياس ترتيب داد . و چون مسلمانان كه نسبت به ايشان [ 572 ب ] . . . « 2 » به قدس رسيدند حاكم آنجا كه داشر ، يعنى پادشاه جزيره نام داشت ، از قلعه به جنگ بيرون آمد و جنگ عظيم شده مسلمانان مظفر شدند و دو هزار كس از فرنگان در معركهء جنگ به قتل رسيدند . و بعد از شكست عدد كشتگان را جز علّام الغيوب كس ندانست . و تمام آن ولايت را تاراج نمودند و آنقدر غنيمت به دست مسلمانان افتاد كه از قياس و وهم بيرون بود . و از ابتداى اسلام تا آن وقت كسى بر جزيرهء قبرس دست نيافته بود . « 3 »
چون خبر فتح به ملك اشرف رسيد ، از غايت شادمانى بسيار بگريست و مسلمانان مظفر و منصور مراجعت نمودند و حاكم آنجا را كه اسير شده بود ، به مصر آوردند و مصر و قاهره را
هامش
( 1 ) . قسمتهايى از شرح احوال سيد رضى الدين امير رضا كيا ، پادشاه گيلان ، در تاريخ طبرستان و رويان و گيلان ، ص 263 به بعد و نيز در احسن التواريخ روملو ص 123 و 189 آمده است .
( 2 ) . جاى يك كلمه در نسخ بياض است .
( 3 ) . معاوية بن ابى سفيان نخستين كس بود كه بر قبرس چيره شد .