ذكر وقايع سنهء هشتصد و بيست و هشت از هجرت [ موافق سال هشتصد و هجدهم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
ميرزا الغ بيگ از ماوراء النهر با لشكر بسيار از ماوراء النهر روانهء مغولستان شد و جمعى از امرا را به تاخت فرستاد و ايشان هرايل و الوس كه به راه نزديك بودند تاختند و بعد از دو روز كه به تاخت و تاراج مشغول بودند ، در مقام آقسو ، ابراهيم و جهانشاه بن قمر الدين با لشكر عظيم به ايشان دوچار شدند و جنگى عظيم شد و مغولان شكست يافتند و ابراهيم با دو پسر [ ش ] در معركه به قتل آمدند . و لشكر ماوراء النهر غنيمت بسيار يافتند و ميرزا الغ بيگ نيز متعاقب رسيد و امرا را نوازش بسيار كرد و به اتفاق متوجه ديگر الوسها شدند . و امير خدايداد كه از امراى معتبر مغولستان بود ، به ملازمت ميرزا الغ بيگ آمده و به واسطهء كبر سن ميرزا الغ بيگ او را حرمت بسيار داشت و با او مشورت نموده به اتفاق متوجه شير محمد اغلان شد [ ند ] و در تقوقو سپاه ياغى [ را ] ديدند و از هردو طرف ترتيب افواج نمودند و مستعد جنگ و جدل شدند . و چون شير محمد را معلوم شد كه مرد اين ميدان نيست ، تمام لشكر خود را يك فوج كرد كه به يك بار ، به يك طرف حمله برند . اگر كارى ساخته چه بهتر از آن ، و الّا به وقت گريختن لشكر متفرق نباشد .
و به اين اتفاق بر جوانغار شاهزاده كه ضبط آن به عهدهء امير ارسلان خواجه بود ، حمله آورد و امير ارسلان داد مردانگى داده حملهء او را استقبال كرد و چون كوه پاى تخت افشرده جاى خود را محافظت كرد . ميرزا الغ بيگ از اين معنى مطلع شده افواج ديگر را به كمك او
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و سى و هشتم .
( 2 ) . م ، ش : 827 .