و آن حضرت متوجه بنگاله شد و كوچبركوچ تا آگره رفت و سلطان جلال الدين در آگره به لوازم ضيافت قيام نموده رعايت بسيار يافت . و اردوى بزرگ تا گذر جوسار رفت . و امراى اطراف بالتمام در ركاب ظفر انتساب جمع شدند . و محمد زمان ميرزا به فتح بهار مأمور شد و با جمعى كثير متوجه آن طرف گرديد . و سلطان محمود ، ولد سكندر چون از توجه محمد زمان ميرزا آگاه شد ، طاقت مقاومت نياورده فرار نمود . ولايت بهار به محمد زمان ميرزا مرحمت شد . و بعد از دو سه روز خبر رسيد كه مخالفان بهار ، آب گنگ را محكم كرده به عزيمت جنگ توقف كردهاند . و لشكر بنگاله نيز به ايشان ملحق شده است . لاجرم توجه محمد زمان ميرزا به بهار چند روز موقوف شد .
و سلطان جنيد « 1 » برلاس كه حاكم جونپور بود ، در اين وقت به ملازمت آمد . و به واسطهء تقصير و تأخير درآمدن مخاطب شد . و بعد از چند روز گناهش به عفو مقرون گشت . و بعد از مشورت عسگرى ميرزا را با لشكر بسيار به گذر هندى فرستادند كه از آب عبور نمايد . و آن لشكر از آب گذشته متوجه غنيم شد . و اردوى بزرگ نيز در مقام گذشتن از آب گنگ شد . و تيمور سلطان در اين روز لوازم شجاعت به جاى آورده با سى چهل كس اسبان خود را در كنار كشتى راند به طرف مخالفان روان شد و متعاقب او ديگر كشتىها نيز روان شد . و لشكر بنگاله چون تيمور سلطان را با اندك مردم ديدند ، به طرف او متوجه شدند . و سلطان و مردمش سوار شده بر آن جماعت حمله بردند و به قوت بازوى شجاعت آن را منهزم گردانيدند . و نوحه بوغا سلطان نيز گذشته به جنگ ايستاد .
و از آن طرف فوج ميرزا عسكرى نيز نمايان شد . و مردم بنگاله طاقت نياورده فرار نمودند . و يكه خواجه به وقت گذشتن از آب غرق شد . و نوكرى ولايت او بر برادرش قاسم خواجه مرحمت شد . و ميرزا عسكرى مظفر و منصور به سعادت ملازمت سرافراز شد . و سلاطين مغول كه نهايت جانسپارى به تقديم رسانيده بودند ، به نوازش بسيار سرافراز گشتند .
و در اين ايام از ببن و بايزيد متواتر خبر مىرسيد كه در مقام گذشتن از آب سرو « 2 » هستند .
و عرضه داشت چين تيمور سلطان رسيد كه « بلو خان را تأديب بر اصل نموده شد . »
و به چين تيمور سلطان و سلطان محمد دولداى و ديگر امراى آن طرف حكم شد كه در آگره جمع شوند و مستعد باشند كه اگر مخالفان به آن طرف رو آورند ، به دفع ايشان به آسانى قيام توانند نمود . و يحيى نوحانى و جلال خان ، نبيرهء دريا خان در اين وقت به ملازمت آمدند .
و در بهار جاگير به ايشان مرحمت شد و جونپور به محمد زمان ميرزا عنايت شد . و نصرت
هامش
( 1 ) . م : جند .
( 2 ) . اكبرنامه : سروار .