ذكر وقايع سنهء نهصد و سى و شش هجرى [ موافق سال نهصد و بيست و ششم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال شهريار ايران در اصفهان قشلاق كرد و امراى استاجلو كه به واسطهء توهم [ 664 الف ] از جوهر سلطان و امراى تكلو به گيلان گريخته بودند ، وسايل برانگيخته با جوهر سلطان صلح كردند و به درگاه شاه آمده اولكا « 2 » و اقطاع يافتند .
و حضرت فردوس مكانى در اين سال اراده نمود كه عسكرى ميرزا را به تسخير ولايت بنگاله فرستد . حاكم بنگاله در مقام عجز و نياز درآمده به فرستادن ايلچيان و پيشكش اظهار اطاعت و انقياد نمود . و آن حضرت بر وى ترحم نموده حكم كرد كه امرا مستعد سفر ملتان شوند كه بلوخان در آن نواحى پاى از حد خود فراتر نهاده و به اين مضمون احكام به سرحدها رفت . اما روز ديگر خبر رسيد كه محمود ، ولد سكندر افغان ولايت بهار را به تصرف درآورده است . آن حضرت از استماع اين خبر عزيمت صوبهء بنگاله و بهار جزم نموده ، در تاريخ روز دهم جمادى الأول سنهء مذكور متوجه بهار شد .
و فرمان سعادتنشان به نام نامى همايون ميرزا به بدخشان رفت كه در استعداد يورش بلخ و بخارا و سمرقند بوده لشكريان آن نواحى را مهيا سازد ؛ چه ، كسكن قراسلطان بر بلخ مستولى شده بود و به اطراف مملكت بدخشان مزاحمت مىرسانيد . و كيفيت استيلاى كسكن قرا سلطان بر بلخ و فرار محمد ميرزا به هندوستان از كتبى كه در وقت جمع اين مختصر در نظر بود ، محقق نشد .
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 936 .
( 2 ) . رجوع شود به پاورقى صفحهء 708 .