تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5372

مساهمون:

ص٥٣٧٢
و هم در آن ايام خبر رسيد كه ميرزا الغ بيگ و ميرزا سلطان محمود به حدود بلخ و مرو آمده‌اند و آن قلاع را محاصره نموده ، بنابراين پادشاه به جانب مرو نهضت فرمود و مخالفان طاقت نياورده فرار نمودند . و آن حضرت در آن سال در مرو قشلاق فرمود . و امير حسن بيگ ، پادشاه ايران تا سنهء هشتصد و هفتاد و شش « 1 » در عراقين و فارس و كرمان و آذربايجان به فراغت خود مشغول بود . و فارس را به سلطان خليل ، پسر خود داد . و او تا آخر عهد حسن بيگ آنجا حاكم بود . و اصفهان را بر اغريو محمد ، پسر بزرگتر تفويض نمود و مقصود بيگ ، پسر ديگر را به بغداد فرستاد . و قيصر روم در اين سال يورش اغربوزه « 2 » نموده و به نفس نفيس از راه خشكى رفته ، محمود پاشا وزير را از راه دريا فرستاد . و آن قلعه را محاصره نمودند ، و توپ و ضربه‌زن بسيار بر برجها زده اكثر را ويران كردند . و از دو طرف بر روى دريا جسر بسته راه آمد و شد مردم قلعه را مسدود ساختند . و كشتى بسيار كه از فرنگان به مدد آمده بودند ، معطل ماندند . و در ميان دريا به چشم حسرت در قلعه مىديدند و مسلمانان به جنگ سلطانى قلعه را گرفتند و تمامت اهل قلعه را به قتل آوردند و مردم كشتى به ولايت خود گريختند و تمام آن ولايت مسخر مسلمانان شد . و تا سنهء نهصد و دو « 3 » قانى باى در مصر پادشاه بود . و سلطان محمود گجراتى ، حاكم گجرات در اين سال حصار چوتاكره « 4 » را فتح كرد ؛ چه ، مردم قلعه از طول ايام محاصره به تنگ آمده امان خواستند . و بعد از هزار و نهصد سال احوال ايشان ، قلعه از تصرف هندوان بيرون رفت و تمامت سكان قلعه با اهل و عيال به كوه كرنال پناه بردند و قلعه را مسلمانان مضبوط كردند . و هندوان چون به كوه كرنال درآمدند شروع در دزدى و راهزنى كردند . و سلطان محمود در غضب شده متوجه آن كوه شد . و بعد از چند جنگ راى مندلك عاجز شده به ملازمت آمد و به حكم ، مسلمان شد . و شهرى مصطفىآباد نام آنجا بنياد كردند . و سلطان غياث الدين خلجى ، حاكم مالوه تا آخر ايام سلطنت خود به فراغت گذرانيد و به هيچ طرف لشكركشى نكرد . و بعد از آنكه سى سال سلطنت كرد و به غايت پير و ضعيف شد ، ميان پسرانش علاء الدين و ناصر الدين منازعت شد . و تفصيل آن در سنهء نهصد و سه « 5 » از
هامش
( 1 ) . م : سنهء ستّ و سبعين و ثمانمائه . ( 2 ) . ق : اغربور ؛ م : اغريور ، تصحيح از تاريخ عثمانى اوزون چارشىلى . ( 3 ) . م : سنهء اثنى و تسعمائه . ( 4 ) . ق : جوناكر ؛ م : حوناكر . اصلاح از تاريخ فرشته . ( 5 ) . م : سنهء ثلاث و تسعمائه .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5372 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى