تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5290

مساهمون:

ص٥٢٩٠
رعاياى قلعه محبوسان را طعام مىداد ، و بدين جهت رعيت بسيار آزرده بودند . شبى يكى از رعايا كه نوبت مهماندارى او بود و نزد محبوسان طعام آورده بود احوال پريشانى خود بازگفت . ايشان گفتند كه اگر رعايا با ما اتفاق نمايند دفع اين داروغه در كمال آسانى است . و آن شخص ديگر رعايا را آگاه كرد . و با محبوسان اتفاق كرده و غافل بر سر داروغه رفته او را به قتل آوردند ، و نوكرانش بعضى كشته شده بعضى گريختند ، و قلعه به تصرف مازندرانيان درآمد . و ميرزا بابر چون از استحكام آن قلعه باخبر بود ، خواجه عماد الدين استرآبادى را نزد مردم آن قلعه فرستاد كه « اگر به واسطهء بدسلوكى داروغه گستاخى شده باشد ، معفوست . اكنون گناهان شما را بخشيدم . » مازندرانيان در جواب سخنان ملايم گفتند . اما قول و فعل‌شان موافق نبود ، و استخلاص آن قلعه به اسباب قلعه‌گيرى ممكن نبود . روزى جلال الدين محمود - كه داروغهء مشهد بود و به كمك لشكر بيرون قلعه آمده بود - با جمعى از نوكران امير بابا حسن به پاى قلعه با مازندرانيان سخنان صلح‌آميز گفتند و عهد شرط در ميان آورده به پاى ديوار آمدند و دو مازندرانى از بالاى ديوار پايين كردند كه [ دست ] به دست جلال الدين محمود و همراهانش داده عهد تازه كنند . جلال الدين و رفيق او دست‌هاى ايشان را گرفته از قلعه پايين كشيدند و ديگران به مدد رسيده هردو مازندرانى را به قتل آوردند ، و باقى مازندرانيان بيشتر از پيشتر به محافظت قلعه مشغول شدند . و غلامى را با چند خروار روغن به ظلم گرفته به قلعه بردند و بعد از گرفتن روغن غلام را از قلعه بيرون كردند . به وقت بيرون آمدن غلام ، آهنگرى كه از بدمعاشى مازندرانيان به تنگ آمده بود ، با غلام گفت كه « در فلان محل برج ، موضعى هست كه به ده روز كار سوراخ مىشود ، و حالا هفت روز است كه من كار مىكنم . با مردم بيرون بگوى كه بعد از سه روز منتظر باشند كه چون شب چراغ نمايان شد ، بىدغدغه به پاى قلعه آمده به درون آيند . » و مردم بيرون از اين سخن مطلع شده به وقت مقرر به قلعه درآمدند . و مازندرانيان آگاه شده بعضى به كمند خود را از قلعه پايان انداخته جان بردند و باقى كشته شده قلعه به تصرف درآمد . و ميرزا سلطان ابو سعيد ايلچى فرستاده ، تحف و هداياى آن ولايت ارسال نمود . و مولانا شيخ الاسلام خواجه را از ميرزا بابر طلب فرمود و ميرزا بابر او را رخصت داده انواع كرد . و او به سمرقند رفته اعزاز متوقع يافت . و اميرزاده الوند كه مدتى در خدمت ميرزا بابر مىبود ، در اين سال بىرخصت به جانب ولايت سيستان رفت . و قيصر روم در اين سال چند قلعهء معتبر از دست فرنگان بيرون آورد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5290 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى