تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5289

مساهمون:

ص٥٢٨٩

ذكر وقايع سنهء هشتصد و پنجاه و نه هجرى [ موافق سال هشتصد و چهل و نهم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »

در اين سال ميرزا ابو القاسم بابر كه پادشاه خراسان بود ، در هرات قشلاق كرد و امير خليل را به تسخير سيستان نامزد كرد ؛ چه مردم آنجا پاى از حد خود فراتر نهاده بودند و مردم ماحار كه به اقطاع امير خليل مقرر بود ، به ميرزا سنجر مرحمت شد . و امير خليل به نواحى سيستان رفت و شاه حسين [ 595 الف ] والى آنجا بيرون آمده جنگ كرده شكست يافته به قلعه گريخت و آنجا نيز مجال توقف محال ديده به جنگل ذره « 3 » رفت . و پايتخت نيمروز به تصرف امير خليل درآمده . و بعد از چندگاه بار ديگر شاه حسين جمعى به هم آورده متوجه سيستان شد و باز منهزم شد و سرش را بعد از چند روز نزد امير خليل آوردند و او به هرات فرستاد . و ملك سيستان بىمنازعى بر امير خليل قرار گرفت . و ميرزا منوچهر ، برادر ميرزا سلطان ابو سعيد در اين سال به وقتى كه در نواحى اندخود متعرض رعايا و زيردستان آن ولايت مىشد ، بر دست شيخ ذو النون گرفتار شد و به حكم ميرزا بابر او را مقيد به ماوراء النهر بردند ، و قلعهء عماد كه در آن وقت از قلاع مضبوط مشهور مملكت ميرزا بابر بود ، از تصرف ميرزا بابر بيرون رفته باز به دست آمد . و شرح اين سخن آن است كه امير بابا حسن ، كوتوال آن قلعه داروغه [ اى ] از قبل خود در آن قلعه تعيين نموده بود و خود در ولايت مازندران چند سردار معتبر را گرفته انگشت بريده بود و در آن قلعه محبوس ساخته و داروغه بدان قلعه مقرر كرده بود كه هرشب يكى از
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و شصت و نهم . ( 2 ) . م ، ش : بياض . ( 3 ) . م : زره .