ذكر وقايع سنهء هشتصد و پنجاه و شش هجرت [ موافق سال هشتصد و چهل و ششم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
( در اقاليم ربع مسكون روى نمود ) « 3 » ميرزا ابو القاسم بابر در اين سال متوجه عراق شد و از راه يزد رفت كه به واسطهء عبور سلطان محمد در راه رى غلّه نمانده بود . و ميرزا جهانشاه تركمان گردانيدن راه را بر ضعف حمل كرده ، دلير شد . و مؤيد اين كتابت كه ميرزا ابو القاسم بابر به او نوشته بود ، رسيد و مهر بر پشت بود . و اين نيز چون خلاف تورهء سابق بود ، موجب زيادتى جرئت تركمانان شد ؛ چه ، ميرزا سلطان محمد كه پروانه به ميرزا جهانشاه نوشته بود ، به دستور ( خاقان سعيد شاهرخ سلطان مهر بر روى پروانه زده بود ) « 4 » . و ميرزا بابر به شيراز آمد و چندگاه آنجا به فراغت گذرانيد . و حكومت ساوه را به امير شيخعلى بهادر داد و قم را به امير درويش على مسلم داشت .
و اميرزاده الوند ، ولد اسكندر تركمان به درگاه ميرزا بابر آمد . اما تركمانان ايلغار كرده ساوه را متصرف شدند و قم را محاصره كردند . ميرزا ابو القاسم بابر بعضى از امراى بزرگ را نامزد اصفهان فرمود و ميرزا سلطان سنجر را نامزد فارس نمود .
و از هرات ايلچى آمد « 5 » كه ميرزا علا الدوله كه گمان نابينايى به او داشتند ، خود را به لطايف الحيل به طرف آب مرغاب و سيمره « 6 » و فارياب رسانيد و لشكرى جمع آورد ، و پسر « 7 » امير يادگار ارلات با قبيلهء خود به او ملحق شد « 8 » و عزيمت تسخير هرى نموده با حكام آنجا
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و شصت و ششم .
( 2 ) . م ، ش : بياض .
( 3 ) . از اضاف « ق » است .
( 4 ) . ق : « خاقان شهيد نوشته بود و مهر بر روى پروانه زده . »
( 5 ) . ق : خبر رسيد .
( 6 ) . ق : سمه .
( 7 ) . جلال الدّين ارلات پسر يادگار ارلات .
( 8 ) . ميرزا علا الدوله داماد امير يادگار ارلات بود .