تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5281

مساهمون:

ص٥٢٨١

ذكر وقايع سنهء هشتصد و پنجاه و شش هجرت [ موافق سال هشتصد و چهل و ششم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »

( در اقاليم ربع مسكون روى نمود ) « 3 » ميرزا ابو القاسم بابر در اين سال متوجه عراق شد و از راه يزد رفت كه به واسطهء عبور سلطان محمد در راه رى غلّه نمانده بود . و ميرزا جهانشاه تركمان گردانيدن راه را بر ضعف حمل كرده ، دلير شد . و مؤيد اين كتابت كه ميرزا ابو القاسم بابر به او نوشته بود ، رسيد و مهر بر پشت بود . و اين نيز چون خلاف تورهء سابق بود ، موجب زيادتى جرئت تركمانان شد ؛ چه ، ميرزا سلطان محمد كه پروانه به ميرزا جهانشاه نوشته بود ، به دستور ( خاقان سعيد شاهرخ سلطان مهر بر روى پروانه زده بود ) « 4 » . و ميرزا بابر به شيراز آمد و چندگاه آنجا به فراغت گذرانيد . و حكومت ساوه را به امير شيخعلى بهادر داد و قم را به امير درويش على مسلم داشت . و اميرزاده الوند ، ولد اسكندر تركمان به درگاه ميرزا بابر آمد . اما تركمانان ايلغار كرده ساوه را متصرف شدند و قم را محاصره كردند . ميرزا ابو القاسم بابر بعضى از امراى بزرگ را نامزد اصفهان فرمود و ميرزا سلطان سنجر را نامزد فارس نمود . و از هرات ايلچى آمد « 5 » كه ميرزا علا الدوله كه گمان نابينايى به او داشتند ، خود را به لطايف الحيل به طرف آب مرغاب و سيمره « 6 » و فارياب رسانيد و لشكرى جمع آورد ، و پسر « 7 » امير يادگار ارلات با قبيلهء خود به او ملحق شد « 8 » و عزيمت تسخير هرى نموده با حكام آنجا
هامش
( 1 ) . ق : هشتصد و شصت و ششم . ( 2 ) . م ، ش : بياض . ( 3 ) . از اضاف « ق » است . ( 4 ) . ق : « خاقان شهيد نوشته بود و مهر بر روى پروانه زده . » ( 5 ) . ق : خبر رسيد . ( 6 ) . ق : سمه . ( 7 ) . جلال الدّين ارلات پسر يادگار ارلات . ( 8 ) . ميرزا علا الدوله داماد امير يادگار ارلات بود .