تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
صورت كتيبهء سنگى در مسجد قاجارها در استراباد
خان و الا نسب امامقلى * آن كه بهرامش احترام نمود از شجاعت به تيغ و گرز و سنان * رستم زال را غلام نمود بگه رزم از مهابت او * شير نر گم ره كنام نمود برضاى خدا چو ابراهيم * خانهء كعبه را تمام نمود وه چه خانه كه بر درش جبريل * سجده از بهر احترام نمود بود محزون بفكر تاريخش * خردش ختم اين كلام نمود مصرعى زد رقم بديهه كه خان * مسجدى وقف خاص و عام نمود
تاريخ هزار و دويست و يازده 1211 ايضا صورت كتيبهء سنگ ديگر
خان و الا شكوه امام قلى * آنكه شاهيش شد باسكندر زيب دوران و مفخر ايام * زبدهء ترك و دودمان قجر بسكه با فعل نيك مايل بود * بسكه با كار خير بودش سر طرفه سقايهء در اين مأوى * ساخت بر پادشاه تشنه جگر وه چه سقايهء كه از رفعت * سوده سقفش بطاق گردون سر مهر در سايه‌اش گرفته مكان * چرخ اندر بناش جسته مقر خاك او را شميم مشك تتار * آب او را صفاى آب خضر وه چه گويم ز وصف آب و هواش * كه بود دل‌گشا و جان‌پرور گر بهشت است در زمين اينست * كه از اين نيست بقعهء بهتر زيبد ار خاك‌روبهء او را * حوريانش كشند كحل بصر كرد محزون بيان تاريخش * ز اخرين فرد مصرع آخر در تلافى اين عمل يا رب * دهدش آب ساقى كوثر
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 280 | ياسنت لويى رابينو / غلامعلى وحيد مازندرانى