صورت كتيبهء سنگى در مسجد قاجارها در استراباد
خان و الا نسب امامقلى * آن كه بهرامش احترام نمود
از شجاعت به تيغ و گرز و سنان * رستم زال را غلام نمود
بگه رزم از مهابت او * شير نر گم ره كنام نمود
برضاى خدا چو ابراهيم * خانهء كعبه را تمام نمود
وه چه خانه كه بر درش جبريل * سجده از بهر احترام نمود
بود محزون بفكر تاريخش * خردش ختم اين كلام نمود
مصرعى زد رقم بديهه كه خان * مسجدى وقف خاص و عام نمود
تاريخ هزار و دويست و يازده 1211
ايضا صورت كتيبهء سنگ ديگر
خان و الا شكوه امام قلى * آنكه شاهيش شد باسكندر
زيب دوران و مفخر ايام * زبدهء ترك و دودمان قجر
بسكه با فعل نيك مايل بود * بسكه با كار خير بودش سر
طرفه سقايهء در اين مأوى * ساخت بر پادشاه تشنه جگر
وه چه سقايهء كه از رفعت * سوده سقفش بطاق گردون سر
مهر در سايهاش گرفته مكان * چرخ اندر بناش جسته مقر
خاك او را شميم مشك تتار * آب او را صفاى آب خضر
وه چه گويم ز وصف آب و هواش * كه بود دلگشا و جانپرور
گر بهشت است در زمين اينست * كه از اين نيست بقعهء بهتر
زيبد ار خاكروبهء او را * حوريانش كشند كحل بصر
كرد محزون بيان تاريخش * ز اخرين فرد مصرع آخر
در تلافى اين عمل يا رب * دهدش آب ساقى كوثر