تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
بر طاق ايوانش بدر كلك قضا دست قدر * پيوسته اينك مختصر سبحانه من لم يزل گفتم مگر خلد است اين گفتا خرد با قهر و كين * پاسخ خطا گفتى كز او خلد است در كسب حلل تاريخ اتمامش ولى از من اگر پرسى بگو * ادريس در اين مدرسه آمد مدرس از ازل
سنهء يكهزار و دويست و چهل و پنج 1245 صورت كتيبهء سنگ بقعهء شاهزاده محسن در استراباد
خان عادل نظر عليخان كو * هست در عدل و جود بىهمتا خواست در پيش احمد مرسل * تا شود سرخ‌روى روز جزا محسن آن نور ديدهء كاظم * كو بناحق شهيد شد چو رضا مرقدش را چو ديد ويرانه * كرده معمور آن جهان ستا ساخت محزون ز بهر تاريخش * مصرع فرد آخرين بدعا كى خداوندگار در محشر * جرم بانى بجد او بخشا
بسنهء 1224 صورت كتيبهء تكيهء محلهء نعل‌بندان استراباد
اين قصر نيلگون كه دم از خلد مىزند * روزى كه كشته گشته چو سلطان نينوا اين تكيهء كه شورش او عرش ميرود * از نالهاى زار محبان كربلا طاق رواق همچه سپهرش بدين سياه * از دود آه شام اسيران كربلا اين قصر زرنگار كه گشته سياه رنگ * از آتش يزيد لعين آن سگ دغا روزى كه سرو وش تن آن شهسوار دين * افتاد در ميان بيابان كربلا ز انروز تا به حال تمامند نوحه‌گر * در تعزيتسراى شهيدان كربلا
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 274 | ياسنت لويى رابينو / غلامعلى وحيد مازندرانى