بر طاق ايوانش بدر كلك قضا دست قدر * پيوسته اينك مختصر سبحانه من لم يزل
گفتم مگر خلد است اين گفتا خرد با قهر و كين * پاسخ خطا گفتى كز او خلد است در كسب حلل
تاريخ اتمامش ولى از من اگر پرسى بگو * ادريس در اين مدرسه آمد مدرس از ازل
سنهء يكهزار و دويست و چهل و پنج 1245
صورت كتيبهء سنگ بقعهء شاهزاده محسن در استراباد
خان عادل نظر عليخان كو * هست در عدل و جود بىهمتا
خواست در پيش احمد مرسل * تا شود سرخروى روز جزا
محسن آن نور ديدهء كاظم * كو بناحق شهيد شد چو رضا
مرقدش را چو ديد ويرانه * كرده معمور آن جهان ستا
ساخت محزون ز بهر تاريخش * مصرع فرد آخرين بدعا
كى خداوندگار در محشر * جرم بانى بجد او بخشا
بسنهء 1224
صورت كتيبهء تكيهء محلهء نعلبندان استراباد
اين قصر نيلگون كه دم از خلد مىزند * روزى كه كشته گشته چو سلطان نينوا
اين تكيهء كه شورش او عرش ميرود * از نالهاى زار محبان كربلا
طاق رواق همچه سپهرش بدين سياه * از دود آه شام اسيران كربلا
اين قصر زرنگار كه گشته سياه رنگ * از آتش يزيد لعين آن سگ دغا
روزى كه سرو وش تن آن شهسوار دين * افتاد در ميان بيابان كربلا
ز انروز تا به حال تمامند نوحهگر * در تعزيتسراى شهيدان كربلا