تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ساخت كه بوسيلهء ترعه‌اى با دريا مربوط ميگشت . اما بعدها فرخان از پدرزن رنجشى پيدا كرد و او را سر بريد و تمام املاكش تا حدود داران را به قلمرو خود ضميمه ساخت . رجوع شود به كتاب ابن اسفنديار صفحهء 101 ناحيهء مياندورود كه از دار كلا رود تا رودخانهء مهربان ( كه بنام ميربان معروف گشته است ) امتداد دارد جزو سارى و حد شرقى آن قراطغان بود . رجوع شود به تاريخ مازندران تأليف ظهير الدين ص 42 . مهروان ناحيه‌اى بود واقع در محلى هموار در كوهستان . در ده فرسخى سارى قصبه‌اى به همين نام داشته و نهر مهروان بدون شك رودخانهء كنونى نكا است . دو آب گويا قريه‌اى در ملتقاى نهرهاى اسپ و نيزه و سرتنگ در جنوب پل كنونى نكا بوده است . « 127 » محلى بود در نزديكى رودخانهء هرهز معروف به دربند شينو . بدان جهت به اين نام شهرت يافته بود ، كه با حرب هنگامى كه از جلو لشكر پدر خود منوچهر ميگريخته مرزبان لاريجان در آنجا با اسب بميان آب زد و در آن نقطه جريان آب بسيار قوى بوده است . « 128 » بهمنشير را اردشير بابكان تأسيس كرد و بعد به كرجيان معروف شد . رجوع شود بتاريخ گزيدهء حمد اللّه مستوفى چاپ گيب لندن . ص 104 ج 1 .