تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
( الف ) ، لترا ، ليچم . ( الف ) مدو . ( الف ) مهستيه يا قهسباه ( تلفظ مشكوك ) يا تپس ( الف ) ، دهات مأمونى ( 300 قصبه در كوهستان و جلگهء مازندران كه وندا هرمزد مجبور به تسليم آنها به مأمون فرزند هارون الرشيد شده بود و بنام مأمونى شهرت يافت ) . منكول ( الف ) ، مرزبان آباد ( ب ) ، قصبه‌اى در جلگه شايد از قلعهء دارا چندان دور نبوده . مسكان يا مشكان دهكده‌اى شايد در ناحيهء ميانرود و يا نزديك به آن در شمال غربى آمل . مزرك ، ميل يا ميله ، سه يا چهار ميل مربع مرتع در چهار ميل و نيمى شمالى فولاد محله ميله ( ب ) ، سه فرسخى آمل . ميروند آباد . ( الف ) از دهات گلپايگان . ميروزان نامى است بهنگام حمل جنازهء مير قوام الدين از بارفروش به آمل هرجا كه آن را به زمين مىگذاشتند به آن محل اطلاق كردند كه اين نقاط زيارت ميروزان نام يافته‌اند . محمد آباد . ( ب ) نزديك چناشك . ميسر بين خير رود كنار ولشه لزور ( ب ) ، بژم موسى ( ب ) ، قلعه‌اى نزديك لوندر نفته كوتى تپهء كوتاهى در جلگه در مغرب شبه جزيرهء ميان كله . نامنه ، كه شهرى است در 20 ميلى سارى در ناحيهء پنج هزار . نوسر ( ب ) ، نيشاور ، بگفتهء دمشقى مازندران نيشاور هم ناميده ميشده و از طبرستان مجزا بوده است . نوروز آباد ( نوذر آباد ؟ ) ( الف ) ، در كتب خوانده‌ايم كه حسن بن زيد در موقع پيشروى از آمل به تريچه و از آنجا به جامنو شنيده بود كه سليمان بن عبد اللّه فرماندار طاهرى سارى سپهسالار خود اسد بن جندان را با سپاهيانى از سارى به محلى موسوم به دودان كه سر راه توجى واقع بود فرستاد . او راه خود را منحرف و از طريق زرمى خواست به نوروز آباد نزديك قصبهء فوتم رفت كه در آنجا همدست او مسمغان اردو زده بود . نصرت سنگ ( بعد از مرگ سلطان تكش بسال 596 هجرى شاه اردشير مازندران قلعه‌هاى بالمان و جهينه و تمام حدود از گرگان تا رى و دژ فيروز كوه را تسخير نمود و دژ نصرت سنگ را در بيرون تميشه ساخت ) ، ( ب ) پلنگ ( ه ) ، شايد دژى است در تنكابن . پرستاق ( ه ) ، قلعه‌اى
مازندران و استرآباد ( فارسى ) — صفحة 199 | ياسنت لويى رابينو / غلامعلى وحيد مازندرانى