نمود و خسرو خان بسال ( 1042 هجرى ) درآمد قناتى را كه اكنون خراب است و از ميدان شور آجرى ميگذرد براى خرج نگاهدارى بناهاى مذهبى اختصاص داده است . ولى مهمترين موقوفهها در ربيع الاول ( 941 هجرى ) از طرف خواجه سيف الدوله و الدين مظفر بن خواجه فخر الدنيا و الدين احمد الطبقچى تأسيس يافته كه سه سنگ از هيجده 4 / 1 سنگ آب نهر زيارت خواسته رود را وقف شهر استراباد نموده وصيت كرده بود كه آب از خانه بخانهء ديگر جارى باشد تا تمام سكنه متساويا از آن بهرهمند بشوند . بعضى سادات و ملاهاى بيمروت بعد از واقف ، اين حق آب را به خود منحصر ساخته و در نتيجه موقع تابستان اهالى بيچاره شهر از فقدان آب سخت دچار زحمت ميگردند .
جمعيت شهر خيلى مخلوط و مركب از سادات و مردم بومى ولايت قاجار و تركها و عدهاى بلوچ و كرمى است . سادات استراباد به طايفههاى مير مجيدى ، بنى كريمى ، عقيلى و مير كمال الدين و دراز گيسو و مرد مؤمن و شيرنگى ( از ده شيرنگ در كتول ) و مفيدى تعلق دارند . طايفهء قاجار كه بوسيله چنگيز خان به اين قسمت ايران كوچ داده شدهاند از عدهء ايشان فعلا بسيار كاسته شده است و جمعا بيش از 400 خانوار نميشوند و به قبيلههاى ذيل متعلقاند قوانلو . « 1 » دولو ، عز الدينلو ، قراصانلو ، شامبياتى ، زيادلو ، كرلو و سپانلو « 102 » .
تركها باستثناى قاجارها مشتملاند بر حاجى لر گريلى كه از كبودجامه هستند و خوانين مقصودلو از نواحى مجاور آن ميباشند . بلوچها فقط به چند خانوار تقليل يافتهاند و بعضى از كرمىها از ايالات شمال غربى هندوستان به اين حدود آمدهاند و به قبيلههاى تورى و شلوزانى و زيرانى تعلق دارند و چند خانواده هم از ديلمىها
هامش
( 1 ) - كلمهء دوانلو كه بازماندگان عباس خان در شهر سارى نام خانوادگى خود اختيار كردهاند ظاهرا مبنى بر اشتباه است چون چنين اسمى در تاريخ استراباد و مازندران نيست شايد بجاى قوانلو ، دوانلو انتخاب شده است . مترجم