تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة 1346

مساهمون:

ص١٣٤٦
در بوتهء فقر خوش بسازم كردند * صد رنگ هوس صرف گدازم كردند كشكول گداييم تهى بازنگشت * همت دادند و بىنيازم كردند
*
خوبان ز غم و غصه نجاتم دادند * « در ظلمت شب آب حياتم دادند » از داغ دلم جهان چراغان كردند * در عالم ديدار براتم دادند
*
از دهر ترنم بلا مىشنوم * آواز مخالف همه‌جا مىشنوم جز دل‌شكنى نوازش گردون نيست * زين دايره بانگ آشنا مىشنوم
*
فانوس خيال هر دو عالم ماييم * جوش دريا سكون شبنم ماييم آيينهء صورتيم بىصورت خويش * چيزى كه نديدنيست آن هم ماييم
*
نخفتم يك شب از خنديدن دل * كه دير سومناتم بود منزل بتى مىگفت پنهان با برهمن * خداى من تويى اى بندهء من مرا بر صورت خود آفريدى * برون از نقش خود آخر چه ديدى

110 - وحيد قزوينى « 1 »

عماد الدوله ميرزا طاهر قزوينى پسر ميرزا حسينخان قزوينى ، متخلص
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * تذكرهء نصرآبادى ، ص 17 - 20 . * سرو آزاد ، ص 132 - 136 . * هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 151 - 152 . -