باغ هزار جريب نو پرداخته يكايك گلهاى آن را نام برد و از زبان هر گل عيب گل پيشين و هنر خود را بازگفته ، سخن را از نرگس آغاز كرده و به گل سرخ انجام داده است . بدينگونه معلوم مىگردد كه كار رمزى ميان شاعران ديگر عهد او تازگى خاصى داشته و چيزى شبيه بمناظراتى بود كه پيشينيان ( مانند اسدى طوسى ) ميان دو يا چند طرف ترتيب مىداده و از زبان هريك كمال يكى و نقص آن ديگرى را بيان مىكردهاند ولى البته در اينجا سخن از مناظره در ميان نيست بلكه اصل بر مقايسه و مفاخره است .
منتخب رمز الرياحين پيرامون 750 بيت است و چنان كه ديديم اصل آن با مثنوى رمز الحقايق مجموعا در چهارهزار بيت بوده و بنابراين بايد قاعدة منتخب رمز الرياحين نيمى از اصل منظومه يا چيزى كمتر از نصف اصل باشد .
نصرآبادى از ديگر شعرهاى رمزى بيتهاى منتخب و چهار رباعى نقل كرده است . ازوست ، « گفتار زنبق سفيد در مذمت گل ياس و ستايش خود » :
« 1 » هنوز از ياس با گلها سخن بود * سخن در پردهء راز كهن بود
كه زنبق را دماغ آشفته ديدم * ازو اين تازه دعوى مىشنيدم
كه اى كجرو بگو اين لاف تا كى * چنين خودبين و ناانصاف تا كى
تو در گلزار از بس ناتوانى * هميشه بار دوش ديگرانى
كسى كاو بار دوش ديگرانست * هميشه خوار در چشم جهانست
عبث خود را كشى زين كو به بالا * كنى خود را به چشم جمله رسوا
بدوش نونهالان ز آن برآيى * كه بر گلها نمايى خودنمايى
نباشد خودنمايى از تو زيبا * كه گردى از حقارت گاه پيدا
مرا زيبنده باشد خودنمايى * كه دارد رنگ و بوى من رسايى
بگلزارى كه حسنم رو نمايد * بهار از هر طرف شيدا برآيد
ز بويم نوبهار آشفته باشد * ز دلها گرد كلفت رُفته باشد
به حمد الله كه دائم روسفيدم * درين گلزار با بخت سعيدم
هامش
( 1 ) مثنوى رمزى منقولست از فهرست كتابخانهء مجلس ، ج 3 ، ص 708 .