*
تا چند دلم محبتاندوز شود * تا چند محبتم جگرسوز شود
او شب به خيال قتل من خوابد و من * تا روز بفكر اينكه كى روز شود
*
مژگان نبود بگرد چشم من زار * غيرت بره نظارهام ريخته خار
در ديده سياهيم نه از مردمكست * جذب نگهم ربوده خال از رخ يار
*
رهبان كليسياى حرمان شدهام * ناقوسنواز دير هجران شدهام
نه معصيتى نه طاعتى ، واى به من * شرمندهء كافر و مسلمان شدهام
61 - شيخ بهايى عاملى « 1 »
شيخ الاسلام بهاء الدين محمد بن حسين بن عبد الصمد عاملى متخلص
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* آتشكدهء آذر ، تهران ص 926 - 927 .
* طرائق الحقايق ، الحاج محمد معصوم شيرازى ( معصومعلى ) ، تهران 1316 - 1319 ه ق ، ج 1 ص 136 ببعد .
* امل الآمل ، الحر العاملى ، بغداد 1385 ه ق ، ص 155 - 160 .
* تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 150 - 151 .
* نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 103 - 105 .
* رياض العارفين ، تهران 1316 ، ص 72 - 77 .
* مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 8 - 10 .
* بهارستان سخن ، ص 453 - 455 . -