ما مجنونيم و چرخ ويرانهء ماست * مه پرتوى از چراغ كاشانهء ماست
خورشيد منير روزن خانهء ماست * عالم صدف گوهر يكدانهء ماست
*
آن گل همه دم ز آه ما مىشكفد * اما غافل كه از كجا مىشكفد
بلبل بنفس شكفته دارد گل را * گل پندارد كه از صبا مىشكفد
*
در ايام غمت بىغم تنى نيست * ز خون ديده خالى دامنى نيست
ز شور بلبلانم گشت معلوم * كه گل چيدن كم از خون كردنى نيست
*
سيه ايامم از زلف دوتاييست * كزو هر تار شام فتنهزاييست
ز بحرى دارم اميد خلاصى * كه هر موجش مزار ناخداييست
*
دلم را در خم زلفت مكانست * پريشانحالى زلفت از آنست
گريزد مرغ هرجا دام بيند * من آن مرغم كه دامم آشيانست
*
جهان را تيره دارد نالهء من * قمر ره گم كند در هالهء من
شود دامانش از خون جگر تر * صبا گر بگذرد بر لالهء من
49 - زلالى خوانسارى « 1 »
مولانا حكيم زلالى خوانسارى « 2 » از شاعران مشهور اواخر سدهء دهم
هامش
( 1 ) - دربارهء او بنگريد به :
* هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 484 - 485 - * سرو آزاد ، ص 41 - 42 .
* هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 140 .
* مرآة الخيال ، شير خان لودى ، بمبئى 1324 ه ق ، ص 77 .
* تذكرهء نصرآبادى ، تهران 1317 ، ص 230 - 234 .
* نتايج الافكار ، بمبئى 1336 ، ص 301 - 302 .
* شمع انجمن ، صديق محمد حسن خان ، هند 1292 ه ق ، ص 183 - 184 .
* عرفات العاشقين ، تقى الدين اوحدى بليانى ، خطى .
* ايضاح المكنون ، اسمعيل پاشا ، ج 1 ، استانبول 1945 ، ستون 405 ، 507 ، 542 ، ج 2 ، استانبول 1947 ، ستون 49 ، 26 ، 611 و 445 .
* صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى .
* مخزن الغرائب ، احمد على هاشمى سنديلوى ، خطى .
* بهارستان سخن ، مدراس 1958 ، ص 449 - 453 .
* رياض الشعراء ، واله داغستانى ، خطى .
* تذكرهء غنى ، محمد عبد الغنى ، عليگر 1916 ، ص 61 .
* آتشكدهء آذر ، تهران ، ص 1051 - 1055 .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانه موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 677 - 678 .
* فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، ج 3 ، ص 375 - 377 .
* فهرست كتابخانهء مجلس ، ج 3 ، ص 458 - 463 .
* گنج سخن ، ج 3 ، ص 81 - 84 .
( 2 ) - اسمعيل پاشا در ايضاح المكنون همهجا نام زلالى را عبد النبى با لقب فخر الزمان و اسم پدرش را « خلف » و مولدش را قزوين و سال فوتش را در چند مورد سال 1037 ه ضبط كرده و از ظاهر حال معلومست كه زلالى خوانسارى را با يكى از چند زلالى ديگر اشتباه نموده است ، اما همه آثارى كه بنام آن « فخر الزمان عبد النبى بن خلف قزوينى » متخلص به زلالى آورده از همين زلالى خوانساريست .
ابن يوسف شيرازى در فهرست كتابخانهء مجلس شورى ( ج 3 ، ص 460 ) با استناد بر بيت زيرين از محمود و اياز نام زلالى را محمد حسن دانسته :مرا نامى كه اكسير سخن شد * محمد اول و آخر حسن شد