يازدهمست . دوران شاعريش از آغاز جوانى شروع شد و هم در جوانى از قم بكاشان كه مجمع شاعران بود ، سفر كرد و چندى در آنجا بكسب دانش و ادب سرگرم بود و سپس بقزوين پايتخت صفويان در آن روزگار رفت و نزديك به چهار سال در آنجا ماند تا آنكه در سال 987 ه بدكن رفت « 1 » و به خدمت نظامشاهيان احمدنگر رسيد و از سران آن طايفه با نظامشاه مرتضى معروف بديوانه ( 972 - 996 ه ) و نظامشاه ميران حسين ( 996 - 997 ) و نظامشاه
هامش
- * مآثر رحيمى ، كلكته ، ج 3 ، 1931 ، ص 446 - 489 .
* الذريعه ، ج 7 ، ص 275 .
* ريحانة الادب ، ج 4 ، ص 77 .
* فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 2 ، ص 683 - 684 .
* آتشكدهء آذر ، تهران بكوشش دكتر سادات ناصرى ، ص 1003 - 1016 .
* تذكرهء ميخانه ، تهران بكوشش آقاى احمد گلچين معانى ، ص 351 - 362 .
* عالمآراى عباسى ، تهران ، ص 183 - 184 .
* نتايج الافكار ، ص 632 - 634 .
* هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 510 - 515 .
* تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 433 - 434 .
* خلاصة الاشعار تقى الدين كاشانى ، خطى .
* صحف ابراهيم ، على ابراهيم خان خليل ، خطى .
* منتخب التواريخ بداؤنى ، هند ، ج 3 ، ص 269 .
* ايضاح المكنون ، اسمعيل پاشا ، ج 1 ، استانبول ، ستون 530 .
* هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 133 - 134 .
* مخزن الغرائب ، احمد على هاشمى سنديلوى ، خطى .
* سرو آزاد ، لاهور 1913 ، ص 31 - 33 .
( 1 ) - علت سفرش را بهند بيشتر مؤلفان پديد آمدن نقارى ميان او و شانى تكلو كه شرح حالش گذشته است ، دانستهاند ، و حتى از گفتار ملا عبد الباقى كه از علت سفرش بهند اظهار بىاطلاعى مىكند همين معنى برمىآيد ( مآثر رحيمى ، ج 3 در شرح حال ملك ) .