اولا راستى دست كه هست * راستان را كليد رزق بدست
مال مردم مبر به هيچ فنى * تا نلرزد تنت بهر سخنى
خاصه در صورتى كه در آفاق * باشدت حاميان اهل سياق
گر معاذ الله از تو بىتوجيه * صورتى سرزند بسرقه شبيه
گر بود صد دليل سهو و خطا * نكند كس قبول آن قطعا
سرقه خوانندش اهل بغض و حسد * غير قطع يدش نباشد حد
باش باهوش و احتياط تمام * تا عدو مطلقا نيابد كام
( از خزائن الملكوت ، مروج الاسواق )
تعالى الله چه شب بود اين شب دوش * كه درياهاى دولت بود در جوش
شبى فرخندهتر از عيد نوروز * بانوار سعادت عالم افروز
نسيم نوبهارى در وزيدن * رياحين بهشتى در دميدن
هواى دلكش ارديبهشتى * معطر از رياحين بهشتى
سر زلف شب اندر مشكسايى * فلك رقصان چو آهوى خطايى
نسيم نرمرو پيشى گرفته * بارواح قدس خويشى گرفته
دميده بوى مشك از نافهء خاك * گريبان هوا از لطف آن چاك
هوا گيسوى شب را شانه كرده * بافسون عقل را ديوانه كرده
كواكب بر فلك در سرمهسايى * وز آن چشم جهان را روشنايى
سپهر جوهرى دكان گشاده * همه سرمايه بر دكان نهاده
فلك مانند صورتخانهء چين * زمين از روشنى افلاك تزيين
سپهر حقهباز دردى آشام * چو شببازان فشانده آتش از كام
چو صورت باز گردون سبك رو * برون آورده هردم صورتى نو
لطافتهاى باد عنبرافشان * معطر كرده گيتى را گريبان
بدشت از شوق باد نوبهارى * معلق زن غزالان تتارى
صبا مستانه رقص آغاز كرده * برخ درهاى دولت باز كرده . . .
( از دوحة الازهار )
اى ز عشق تو پاى دل در گل * وز نسيمت شكفته غنچهء دل