تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 16

مساهمون:

صفهرست ١٦
خود درخواهد يافت . در همه جلدهاى اين كتاب قسمت اساسى پنجمين فصل آنست كه بتحقيق در زبان و ادب فارسى در دورهء مربوط اختصاص دارد ، با اين تفاوت كه در دوران صفوى بايد بدنبال زبان و ادب فارسى و شاعران و نويسندگان پارسىگوى از جانبى تا دروازه‌هاى اروپا در بالكان ، و از طرفى ديگر تا مرزهاى چين و تا كناره‌هاى شرقى و جنوبى هند بپيش رفت زيرا پارسىگويان ايرانى يا تربيت شدگان آنان در همهء اين ناحيتهاى پهناور پراگنده بودند و از شرايط خاصى كه وضع سياسى آسيا در آن عهد برايشان پديد آورده بود ، بهره‌مندى داشتند . همين پهناورى محيط ادبى باعث شده است كه فصل پنجم ازين جلد بيش از عادت بتفصيل گرايد و از سيصد و نوزدهمين صحيفه ازين بخش تا بپايان اين جلد كه گويا از هزار و پانصد صفحه تجاوز خواهد كرد ، امتداد يابد و به شرحى كه در آغاز فصل مذكور مىبينيد به پنج قسمت كه هريك را « بهره » نام داده‌ام منقسم گردد . آنچه از صفحهء 319 تا 633 ازين بخش مىخوانيد فقط كلياتيست دربارهء زبان و ادب فارسى و بحثى عمومى و كلى در باب شعر ، به نحوى كه ترجمهء حال و ذكر آثار شاعران زمان و بحث دربارهء نثر فارسى و نويسندگان و مؤلفان بيك يا دو بخش ديگر موكول خواهد گشت و بهنگام سخن گفتن از حال و كار شاعران [ كه شمارهء آنان از رومى و ايرانى و هندى از يكصد و بيست و پنج تن تجاوز خواهد كرد ] ، از هريك به قدر امكان نمونهء شعر برگزيده خواهد شد . از اثرهاى بيشتر اين شاعران ، كه گروهى از آنان گويندگانى توانا بوده‌اند ، اكنون جز نسخه‌هاى معدود و گاه منحصر در دست نيست و براى آشنايى بيشتر با آنان چاره‌يى جز نقل نسبة زياد از اثرهايشان نيست و من همين كار را دربارهء بسيارى از آنان كرده‌ام ، اما خوانندهء آن اثرهاى منقول نبايد تصور كند كه همهء آنها را بعنوان نشانه‌ها و نمودارهايى از فصاحت گويندگانشان در اين جلد گنجانيده‌ام ، چنين نيست ، بلكه در اين كار بيشتر به دو اصل نظر داشتم : نخست آنكه نمونهء كافى از افكار و انواع ادبى و سير آنها و تحول زبان فارسى را در عهد مورد مطالعهء خود