مقدمه
خداوند يكتاى بىهمتا را سپاس كه با همه دشواريها مرا ياراى آن بخشيد تا كار ديرپاى دراز آهنگ خود را دربارهء « تاريخ ادبيات در ايران » دنبال كنم و بفضل بىمنت و نعمت بىضنتش مجلد پنجم ازين كتاب را آمادهء طبع و نشر سازم .
موضوع اين جلد بحث در تاريخ ادب فارسى است در سدههاى دهم و يازدهم و نيمى از سدهء دوازدهم هجرى ، يعنى عهدى كه با پادشاهى شاه اسمعيل صفوى ( م 930 ه ) آغاز شد و بكشته شدن نادرشاه افشار ( 1160 ه ) پايان پذيرفت ، دورانى از توانايى و پهناورى ايران و رواج پردامنهء فرهنگ آن .
شيوهء كار در تأليف اين جلد همانست كه در جلدهاى پيشين بود و در مقدمهيى كه سى سال پيش ازين بر جلد اول كتاب نوشتهام ، دربارهء آن سخن گفتهام . تنها تفاوتى كه اين جلد با جلدهاى پيشين دارد در تفصيل جستارهاى چندگانهء آنست نه در چيزى ديگر ، و آن هم بدين سبب است كه موضوع اين جلد دورانى دويست و پنجاه ساله را دربر مىگيرد و بمحيطى بسيار پهناور از قارهء آسيا باز بستگى دارد ، و طبعا دامنهء سخن هم به همان نسبت بايد وسيعتر از ديگر قسمتهاى اين كتاب باشد .
بنابر روش ثابتى كه در تأليف كتاب داشتهام فصلهاى مقدماتى اين جلد تا آنجا كه ممكن بود كوتاهتر تدوين شده است و با اين حال نبايد تصور كرد كه آن فصلهاى مقدماتى ، خاصه فصل چهارم ، از فوائد ادبى خاليست ، چنان كه خواننده