كه در غير از اين كتاب نوشته شده . أَيْقَنَ و اسْتَيْقَنَ هر دو يكيست خداى تعالى از قول كفار ميفرمايد گفتيد :
إِنْ نَظُنُّ إِلَّا ظَنًّا وَ ما نَحْنُ بِمُسْتَيْقِنِينَ
- الجاثيه / 32 و
وَ فِي الْأَرْضِ آياتٌ لِلْمُوقِنِينَ
لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ
- البقره / 118 اما در آيه
وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً
- النساء / 157 يعنى قتلى كه از روى يقين آنها انجام داده باشند نيست و گفتهاند بلكه از روى گمان و وهم حكم كردند .
يمم
: يَمّ يعنى دريا در آيه :
فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ
- القصص / 7 يَمَّمْتُ و تَيَمَّمْتُ - يعنى قصد آن را داشتم .
فَتَيَمَّمُوا
صَعِيداً طَيِّباً - المائده / 6 با نيت و خاك پاك تيمم كنيد به قصد نماز .
تَيَمَّمْتُهُ برمحي - غير از ديگران من با نيزه قصد جنگ با او را داشتم .
يَمَام - پرنده كوچكى است ( كبوتر چاهى ) .
يَمَامَة : نام زنى است كه شهر يَمَامَة هم به همين اسم ناميده شده « 1 » .
هامش
( 1 ) بنا به نوشته ياقوت و فيروز آبادى - يمامه شهرى است كه بيشتر بردگان در آنجا زندگى ميكردند و عبارت از نجد - تهامه - بحرين و عمان كه داراى نخلستانهاى زيادى است و زنى هم كه به اين نام شهرت داشته كنيزكى چشم آبى بوده كه قافلهها و سوارهها را از مسافت بسيار مىديده و خبر ميداده .