تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ
- النوح / 28 وَلِيد - نوزادى كه ولادتش نزديك است - صحيح اينست كه بعد از ولادت هم - وليد - گفته شود . مثل ميوه‌اى نزديك چيدن و رسيدن آن است - جني - گويند بعد از چيدن هم به همان اسم و اگر فرزند بزرگ شد اين اسم از او ساقط مىشود جمع وَلَد - وِلْدَانٌ است در آيه :
يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ
شِيباً - المزمل / 17 يعنى قيامت هنگامه‌ايست كه جوان پير مىشود . در زبان عمومى - وَلِيدَة - به كنيزك زادگان ميگويند - لِدَة - هم بازى كودك ، مثل عبارت - فلان لِدَةُ فلانٍ - همبازى اوست - كه در - لدة - حرف ( و ) حذف شده است . تَوَلُّد - بدست آمدن چيزى از چيز ديگر وسيله سببى از اسباب جمع وَلَد أَوْلَاد است در آيه گفت :
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ
فِتْنَةٌ - التغابن / 15 و
إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ
- التغابن / 14 كه همه را فتنه يعنى ابتلا براى امتحان و بعضى را دشمن ناميده است . گفته‌اند - وُلْد - جمع وَلَد است مثل - أُسْد و أَسَد - يعنى شيران - و جائز است كه وُلْد - مفرد باشد كه او را افزون سازد ، كسى كه هم خون اوست از اوست » .

ولق

: وَلَقَ الرجلُ - يَلِقُ - پيوسته دروغ ميگويد و در اين كار شتاب هم دارد . إِذْ تَلِقُونَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ - النور / 15