مَنَارَة - بر وزن - مفعله - از نور است يا از نار مثل - منارة السراج - يا مأذنه كه در آن اذان ميگويند - مَنَارُ الأرضِ - بلنديهاى سطح زمين .
نَوَار - نفرت داشتن از ترديد و شك - نَارَتِ المرأةُ نَوْراً و نَوَاراً . نَوْرُ الشجرِ - شكوفه درختان كه سپيد و روشن است و وسيلهاى كه براى رنگ آميزى سر انگشتان و دستان زنان به كار مىبرند تا بهتر جلوه كند ( و بگفته ابن اثير پيامبر صلّى اللّه عليه و إله از اين كار كه گاهى با خون انجام ميشده نهى فرموده است ) خالكوبى با سوزن زدن بر بدن .
نوس
: النَّاس بمعنى مردم است كه گفتاند اصلش - أُنَاس - است كه حرف اولش بعد از در آوردن - الف و لام - بر سر آن حذف شده است . و يا اصلش از إِنْسَيَانُ كه مقلوب نسي است گرفته شده و يا از - نَاسَ يَنُوسُ - يعنى اضطراب - نِسْتُ الإبلَ - او را آب دادم .
ذو نُوَاس - سلطان حبشه از اين جهت ناميده شده كه ميگويند حيوانى انگل مانند بر پشتش او را رنج ميداده كه صورت تصغير آن - نُوَيْس - است در آيه فرمود :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
- الناس / 1 ناس - در اين سوره مذكر است و مقصود فضلا و دانشمندان است و غير از كسانى است كه نام - ناس - بر آنها قرار گرفته زيرا اگر به معنى انسانيت كه وجود برترى و فضيلت در آدميان است در نظر بگيريم و همين طور ساير اخلاق پسنديده و معانى گوناگون آنگاه مردان برجسته و فاضل از آيه فهميده مىشود .
هر چيزى كه فعلش كه مخصوص آن است شناخته نباشد استحقاق معنى همان اسم