تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
نَاصَبَهُ الحربَ وَ العداوةَ - و نَصَبَ له - هر چند كه در عبارت دوم واژه - حرب ذكر نشده اما هر دو عبارت بمعنى اينست كه - با او جنگ و دشمنى كرد و شر و بدى برايش پيش آورد . أَنْصَب و نَصْبَاء - صفت گوسفندان نر و ماده‌ايست كه شاخها بر آورده‌اند ، و در شتران بمعنى فراخى سينه آنها است ، نِصَابُ السكين و نَصَبُهُ - دسته كارد ، و اصل هر چيز را هم نِصَاب آن گويند « 1 » . رجع فلان الى مَنْصَبِهِ - او به اصلش بازگشت - تَنَصَّبَ الغبارُ - گرد و خاك برخاست . نَصَبَ السترَ - پرده را بر افراشته مثل نَصْب العلم - پرچم برافراشت ، و نيز علامت نَصْب يعنى فتحه در واژه‌هاست كه در غناء يا موسيقى هم نوعى آهنگ است .
هامش
( 1 ) ابن فارس براى ريشه - نصب - مشتقات ديگرى ذكر مىكند ، ميگويد - نصيب كه جمعش نصائب است بمعنى حوض سنگى و سنگ چين اطراف چاههاست كه از زمين اطرافش بلندتر است ، نصاب مال هم تا حدى است كه زكات در آن واجب است ، ( مقاييس 6 / 434 ) - نصب : علائم راهنمائى است و نصاب قانونى نصف يا كمى بيش از نصف در هر چيزى است ، دام و تله را هم نصيب ميگويند ، منصب با كسره حرف اول و فتحه حرف سوم بمعنى سرمايه است اما منصب - با فتحه اول و كسره سوم يعنى اصل و تبار و شرف و مقام و پست ادارى جمعش مناصب است ، ابن اثير حدى را نقل مىكند كه پيامبر فرموده است « فاطمة بضعه منى ينصبنى ما انصبها » اى يتعبنى يعنى فاطمه - عليها السّلام پاره تن من است هر كه او را محزون كند و به رنج بياندازد مرا محزون نموده است ( ج 6 / 62 النهايه ) .