بسرعت دور شد - أَمْعَنَ بحقى - حقم از دستم رفت .
فلان مَعَنَ في حاجته - در نيازش و كارش سعى كرد و كوشيد . گفته شده در - ماء مَعِين - معين از عين و چشمه گرفته شده و - م - زائد است .
مقت
: مَقْت بغض و كينه شديد از كسى كه كار بد مىكند و تو او را در مشيت كارى مىبينى .
فعلش - مَقَتَ مَقَاتَةً - اسم فاعل مَقِيت است كه در ثلاثى مزيد هم - مَقِيت و مَمْقُوت است . در آيه گفت :
إِنَّهُ كانَ فاحِشَةً وَ مَقْتاً وَ ساءَ سَبِيلًا
- النساء / 22 .
كه زشتى و تبهكارى و روش ناپسند هر سه با هم ذكر شده ازدواج مرد با زن پدرش - نكاح الْمَقْت - ناميده شده ، مُقِيت - اسم فاعل از قُوت است .
مكك
: اشتقاق واژه مَكَّة از اين واژه از عبارت - تَمَكَّكْتُ العظم - گرفته شده يعنى مغز استخوان را در آوردم .
امْتَكَّ الفصيلُ - نوزاد تمام شير پستان مادرش را مكيد و خورد - تَمَكَّكَ - بمعنى استقصاء و پىجوئى است .
از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه
« لا تَمُكُّوا على غرمائكم » « 1 » .
هامش
( 1 ) حديث فوق در مآخذ مهم ديگر مثل مجمل - لسان - نهايه و مقاييس .
به صورت ( لا تُمَكِّكُوا . . . ) آمده است بهر حال معنى حديث اشاره به يك امر انسانى اجتماعى اخلاقى و الهى دارد ميگويد به بدهكارانتان سخت نگيريد كه در معيشت به .