تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 6

مساهمون:

صفهرست ٦
مؤلف دانست بلكه من با اعتراف به ناشايستگى و عدم اطلاع و فقدان استحقاق خود با برگزاشتن اين كار شگرف خواسته‌ام تنها راهى براى آيندگان گشوده و براى خود شرف تقدم در آن كار حاصل كرده باشم . پيداست كه پيش از نشر اين كتاب ناچيز تحقيقاتى بزبانهاى فارسى و غيرفارسى دربارهء تاريخ ادبيات ايران شده است كه از آن ميان بايد كوششهاى مرحوم ادوارد برون و دكتر اته ( كه نخستين تاريخ ادبيات خود را به زبان انگليسى و دومين به زبان آلمانى نوشته است ) ، و همچنين مجاهدات دانشمندان بزرگ مرحوم مغفور ميرزا محمد خان قزوينى و شادروان بهشت آشيان ملك الشعراء بهار و دوست مرحوم فاضل و پاك‌انديشه‌ام عباس اقبال آشتيانى طاب ثراهما و آقاى سيد حسن تقىزاده و آقاى بديع الزمان فروزانفر و آقاى جلال الدين همايى و آقاى دكتر رضازاده شفق و آقاى سعيد نفيسى و پيش از آنان مرحوم محمد حسينخان فروغى را با نظر شكر و سپاس و احترام و اغتنام نگريست كه هريك بطريقى در اين باب ياد در يكى از اجزاء آن رنج برده و كار كرده‌اند ، منتهى روش كار در آنها نحوى ديگر داشت و در اين كتاب ناقابل بنوعى ديگرست ليكن من بهرحال قسمتى از كار خود را مرهون كوششها و رنجهاى اين آزاده‌مردان دانشمند مىدانم و آن فاضلان پاك‌سرشت را راهبر خود مىشمارم خاصه آقاى فروزانفر استاد فاضل دانشگاه را ، كه روش كار در اين كتاب تا حدى مرهون تعليمات قديم ايشانست . روش تحقيق نگارنده در اين كتاب آنست كه پيش از ورود در مطالعهء وضع ادبى هر عهد ، نخست بايد مقدمات آشنايى با محيط فكرى و سير افكار و عقايد و علوم را در آن دوره فراهم آورد زيرا به نظر حقير ادب فن بيان عقايد و افكار و عواطف است و علوم ادبى نيز دانشهايى است كه اين مقصود را بهتر ميسر سازد . عقايد و افكار و عواطف ، كه موضوع نظم و نثر است ، نيز به تمام معنى كلام تابع محيط مادى و معنوى هر عهد مىباشد و بهيچ‌روى از آن مستقل و جدا نيست . اينست كه اگر فى المثل بخواهيم علل ترقى و انحطاط افكار و اشعار حماسى را در يك عهد بشناسيم بايد حتما وضع سياسى و دينى و اجتماعى را در آن عهد كاملا مورد مطالعه قرار دهيم زيرا اين اوضاعست كه مىتواند يك ملت را به جانب مفاخرات نژادى و بيان افتخارات باستانى و قهرمانى و ملى سوق دهد و يا از آن بازدارد . با اين اشارهء مختصر معلوم شده است كه در تاريخ ادبيات هريك از ادوار بايد بعنوان مقدمه ، وضع سياسى و اجتماعى و دينى و علمى آن دوره هم مورد مطالعه قرار گيرد منتهى اين مباحث كه عنوان مقدمه دارند نبايد از ذى المقدمه درازتر شوند . موضوع ديگرى كه بايد مورد توجه باشد آنست كه ادبيات را ، اگر بمعنى اعم آن مورد مطالعه قرار دهيم ، و از جنبهء خاص آن صرف‌نظر كنيم ، طبعا بايد همهء آثار فكرى يك ملت را به هر لهجه و زبان و در هر موضوع و مطلبى باشد در نظر بگيريم . به اين ترتيب ادبيات يك ملت در ادوار گذشته از شعر و نثر ادبى تجاوز مىكند و همهء انواع آثار فنى و علمى و عرفانى و فلسفى و دينى را نيز شامل مىگردد و نيز آنچه