تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى ) — صفحة فهرست 5

مساهمون:

صفهرست ٥

[ جلد چهارم ]

بنام خداوند بخشندهء بخشايشگر از ميان ملتهاى قديم جهان كمتر ملتى مانند ايرانيان داراى سابقهء ممتد ادبى و آثار مختلف دل‌انگيز بلهجه‌هاى گوناگونست . از قديمترين اثر ادبى ايران يعنى گاتاهاى زردشت تا جديدترين آثار جانبخش پارسى ، همه‌جا و هميشه پرتو روح خلاق و انديشهء تابناك ايرانى آشكار و هويداست . مجموع كتب و منظومهايى كه از حدود هزار سال قبل از ميلاد تا امروز ، كه نزديك دو هزار سال از ميلاد مسيح مىگذرد ، يعنى در فاصله‌يى قريب به سه هزار سال شمسى ، در اين كشور بزبانهاى اوستايى ، پهلوى شمالى يا اشكانى ، پهلوى ساسانى ، سغدى ، طبرى ، كردى و پارسى درى پديد آمده از حد شمار بيرونست ، و از ميان اين آثار بيشمار نه تنها بسيارى در زمرهء دلكش‌ترين نتايج قريحهء نژاد ايرانيست بلكه بعضى را در رديف بهترين شاهكارهاى ادب و فكر در سراسر عالم ميتوان درآورد . كيست كه از ارزش جهانى شاهنامهء فردوسى و رباعيات خيام و مثنوى مولوى و غزلهاى حافظ بىخبر باشد ؟ و چه‌بسا آثار بديع ديگرست كه اگر چنان كه بايد در معرض علم و اطلاع جهانيان قرار گيرد در شمار اين گونه آثار بزرگ درآيد . ملت ايران علاوه بر آنكه بلهجه‌هاى ايرانى آثار منثور و منظوم بر جاى نهاده ، در ايجاد يكى از مهمترين ادبيات جهانى يعنى ادبيات عربى نيز سهم عمده و اساسى داشته است چنان كه تدوين لغت و قواعد لسانى و تجدد و ترقى نثر و نظم آن زبان را بايد بواقع و بىوسوسهء شيطانى تعصب و خودستايى مرهون ايرانيان دانست و اين قولى است كه جملگى برآنند . اين وسعت دايرهء كار و عمل در ادب ايرانى باعث مىشود كه ما تحقيق در تاريخ ادبيات ايران را در دو دورهء ممتاز از يكديگر مورد مطالعه قرار دهيم يعنى آنچه مربوط به پيش از اسلامست جدا و آنچه مربوط به دورهء اسلامى و على الخصوص زبان پارسى درى است جدا مورد تحقيق قرار گيرد ، خاصه كه تتبع در تاريخ ادبيات ايران عهد اسلامى خود محتاج رنجهاى متمادى و تسويد اوراق كثير و جست‌وجو و مطالعهء طولانيست . اينست كه نگارندهء اين اوراق موضوع تحقيق و مطالعهء خود را تنها به يكى از اين دو عهد يعنى عهد اسلامى ، منحصر ساخت و كتاب حاضر را بشرح تاريخ ادبى ايران در عهد مذكور اختصاص داد و با آنكه مطالعه و تحقيق در تاريخ ادبيات عهد اسلامى محتاج زحمات چندين ساله است از خداوند متعال يارى طلبيد و قدم در اين راه دشوار گذاشت . اين اقدام اگرچه مقرون بتهور بسيارست ، ليكن نبايد آن را دليل خيرگى و بىباكى