* *
ور باورت نمىكند از بنده اين حديث * از گفتهء كمال دليلى بياورم
گر بر كنم دل از تو و بردارم از تو مهر * آن مهر بر كه افگنم آن دل كجا برم « 1 »
كمال الدين اسمعيل در قصيدهيى گفته است :
بگويم و نكند رخنه در مسلمانى * تويى كه نيست ترا در همه جهان ثانى
كدام پايه در انديشه نصب شايد كرد * كه در مدارج رفعت نه برتر از آنى
و حافظ گفته است :
بيار بادهء رنگين كه يك حكايت راست * بگويم و نكند رخنه در مسلمانى . . .
كدام پايهء تعظيم نصب شايد كرد * كه در مدارج « 2 » فكرت نه برتر از آنى « 3 »
نزارى قهستانى گفته است : « 4 »
باد بهار مىوزد بادهء خوشگوار كو * بوى بنفشه مىدهد ساقى گلعذار كو
و حافظ گويد :
گلبن عيش مىدمد ساقى گلعذار كو * باد بهار مىوزد بادهء خوشگوار كو
نزارى گفته است :
اى آفت جان ترك و تازيك * بىخواب و خور از تو دور و نزديك
هامش
( 1 ) - شعر از كمال نيست بلكه از مسعود سعدست و كمال خود آن را در قصيدهيى تضمين كرده است . رجوع شود به مقدمهء ديوان كمال الدين اسمعيل بتصحيح آقاى دكتر بحر العلومى ، تهران 1348 ص هفتاد و نه - هشتاد .
( 2 ) - در پارهيى از نسخ : مسالك ؛ و مسلم است كه ايراد « پايه » يعنى پلهء نردبان براى « مسالك » درست نيست .
( 3 ) - رجوع كنيد به مقدمهء ديوان كمال الدين اسمعيل بتصحيح آقاى دكتر بحر العلومى
( 4 ) - دربارهء تتبع عدهيى از غزلها و مضامين نزارى بوسيلهء حافظ رجوع كنيد بمقدمهء آقاى دكتر مجتهدزاده بر ديوان نزارى قهستانى ( خطى ) .